گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - بخش دوم رضا وتسلیم
انجام ندهند و به خلاف انجام دادند و امام حسین ناچار شد اعمالی بکند که میل ندارد بکند. مسلما میل ندارد که اصحاب خودش را در معرض خطر قرار بدهد، بستگان و بچههای خودش را که باید در رفاه زندگی کنند و عمر طبیعی بکنند از دست بدهد. و در نتیجه آن جور اتفاق افتاد که شد. اما اگر از نوع دوم باشد یعنی حادثهای باشد که در اختیار خودش نیست، رضایت به آن بدهد، عیب ندارد. ولی من فکر کردم آن خیلی طبیعی است. یعنی اگر رضایت به چیزی که در اختیار ما نیست را جزء مباحث اخلاقی بیاوریم چیز مهمی نیست. دومیاش را هم نباید رضایت بدهد.
استاد : نه، توجه نفرمودید. آن مَثَل را برای این جهت عرض کردم که ما نباید درباره رضایت این طور فکر کنیم که انسان از یک چیز یا راضی است یا ناراضی. به قولی آقایان میگویند «عناوین، مکثِّر موضوع است» یعنی یک چیز تحت دو عنوان مثل این است که دو چیز میشود. یک چیز در آنِ واحد ممکن است هم منفور انسان باشد و هم محبوب انسان. آن مثال را از آن جهت عرض کردم که شما خواستید قضیه را در حدود تکلیف بکشانید. گفتم اگر مسئله تکلیف هم در کار نباشد انسان از یک جریان بالخصوص ممکن است هم راضی باشد هم ناراضی، به این معنا که از پیدایش عاملی ـ خواه آن عامل را بشری به وجود آورده باشد یا خارج از اختیار بشر باشد ـ صد در صد ناراضی است. ولی با فرض پیدایش آن عامل، از کاری که با وجود این عامل انجام میدهد صددرصد راضی است.
حتی همان مثال دزد که شما ذکر کردید. اگر دزدی بیاید ضربهای به تاجری بزند، سرمایهاش را ببرد که بعد مجبور یعنی مضطر بشود خانهاش را بفروشد، آن تاجر هم همین طور است، هم راضی است هم ناراضی.