گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - بخش سوم صبر

الْهَوی. فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی[١] . نقطه مقابلش «شَرَه» است یعنی شهوترانی، دنبال شهوت رفتن. قسم دیگر، صبر از زوائد زندگی و زوائد عیاشی است و آن همان است که نام «زهد» به آن داده می‌شود. نقطه مقابلش «حرص» است. قسم دیگر، صبرِ در کتمان سرّ است. نقطه مقابلش «اذاعه» یعنی افشای سرّ است. چون انسان اگر رازی از کسی یا از خودش پیش او باشد، این هم خودش یک قدرت می‌خواهد که آن را نگه دارد و به افراد نگوید؛ «وَ کلُّ سِرٍّ جاوَزَ الاِْثْنَینِ شاعَ»[٢] . این هم خودش صبر و یک قدرت مقاومت و حبس نفس می‌خواهد که انسان خودش را در چیزی که تمایل به افشا و اظهارش دارد مانع بشود، اظهار و افشا نکند. پس ببینید وقتی هم که ما سراغ علمای اسلامی می‌رویم، حتی علمایی که تمایلی به عرفان و تصوف داشته‌اند، باز می‌بینیم که صبر را همین طور معنی کرده‌اند.

سه حدیث از پیامبر ٩

چند حدیث هم بخوانم تا اینکه با مضمون احادیث هم در این زمینه آشنا شویم. پیغمبر اکرم فرمود: مِنْ اَقَلِّ ما اوتیتُمُ الْیقینُ وَ عَزیمَةُ الصَّبْرِ[٣] از کمترین چیزهایی که به شما داده شده است نسبت به چیزهای دیگر، یکی یقین است یکی عزم در مورد صبر، عزمی که با آن بتوانید صابر باشید. اینجا صبر از مقوله عزم خوانده شده است.

باز پیغمبر فرمود: صبر بر سه گونه است: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ


[١] . نازعات / ٤٠ و ٤١.

[٢] . [در كتاب الاَغانی (ج ١٤ / ص ٣٤٧) ضمن قصیده‌ای این بیت آمده :فلا یسمعن سرّی و سرّك ثالثاَلا كلّ سرّ جاوز الاِثْنین شائع همچنین مراجعه شود به كافی ج ٢ / ص ٢٢٤.]

[٣] . بحارالانوار ج ٧٩/ ص ١٣٧.