گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥ - بخش دوم رضا وتسلیم

در قدیم‌تر از آن در رساله قُشَیریه که یک رساله عرفانی و متعلق به قرن پنجم هجری است[١] مسئله را طرح کرده. با اینکه اینها خیلی عارف‌اند و خیلی هم غلیظ هستند به این صورت می‌گوید: ولی نباید خیال کرد که انسان به بهانه رضای به قضای الهی باید به همه چیز راضی باشد، تعبیر او این است: حتی به معاصی راضی باشد، حتی به مِحَن (محنتها و بلایایی که مسلمین گرفتارش هستند) راضی باشد؛ به آنها نباید راضی بود.

در اسفار ملاصدرا که یک کتاب صد در صد فلسفی است همین مسئله به صورت مشکل مطرح شده است که از طرفی رضا به قضای الهی هست، از طرف دیگر نباید به معاصی راضی بود، پس چگونه باید این اشکال را حل کرد؟ نقل می‌کند که خواجه طوسی در حل این اشکال چنین گفته است، میرداماد چنین گفته است، من خودم چنین می‌گویم[٢] .

پس مسئله در قدیم مطرح بوده.

حل مشکل به زبان ساده

حال اگر ما بخواهیم این مشکل را به یک زبان ساده‌ای حل کنیم و همین مرز را معین کنیم که به چه چیزی باید راضی بود و از چه چیزی باید ناراضی بود، این مرز را این طور باید معین کنیم: ما چه چیز را باید به خدا نسبت بدهیم و چه چیز را باید به خدا نسبت ندهیم؟ هر چیزی را که باید به خدا نسبت بدهیم می‌توانیم از آن راضی باشیم و هر چیزی را که نباید به خدا نسبت بدهیم از آن باید ناراضی باشیم. ما اَصابَک مِنْ حَسَنَةٍ


[١] . [طبق آنچه در كتاب الكنی و الاَلقاب آمده مؤلف رساله قشیریه ابوالقاسم عبدالكریمبن هوازن بن عبدالملك النیسابوری است كه متولد در سال ٣٧٦ و متوفی در سال ٤٦٥هجری قمری است.]

[٢] . اسفار ج ٦ / ص ٣٨٠.