گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥ - بخش سوم صبر

ایستادگی داشت تا ظفر برسد. پس این بد آموزی در این شعر فارسی نیست. آن شعر عربی خیلی صریحتر بیان می‌کند :

اِنّی وَجَدْتُ وَ فِی الاَْیامِ تَجْرِبَةٌ لِلصَّبْرِ عاقِبَةً مَحْمودَةَ الاَْثَرِ

من یافتم این را و در روزگار تجربه‌هایی است (یعنی به تجربه یافته‌ام) که صبر یک عاقبت نیکی دارد.

وَ قَلَّ مَنْ جَدَّ فی اَمْرٍ یطالِبُهُ فَاسْتَصْحَبَ الصَّبْرَ اِلّا فازَ بِالظَّفَرِ[١]

کم اتفاق می‌افتد که کسی کاری را طلب کند و در آن کار کوشش کند و صبر را همراه خود داشته باشد الّا اینکه مظفّر و پیروز می‌شود. این چگونه تعلیمی است؟ بدآموزی است؟ می‌گوید کاری را که طلب می‌کنی جدیت داشته باش، صبر را هم همراه جدیت داشته باش، مظفّر می‌شوی. کسروی این شعر را نقل و به آن حمله کرده!

سخن بی‌پایه شِبلی

البته احیانا در کلمات عرفا در باب صبر یک حرفهای مفتی هم پیدا می‌شود ولی این غیر از این است که ما بخواهیم روی تعلیمات قرآنی یا آنچه که در نهج‌البلاغه هست بحث کنیم. احیانا فلان قَلَندر یک حرفی هم در باب صبر گفته. می‌گویند که شِبلی مریض بود؛ عده‌ای از دوستانش آمدند به عیادت او. گفت: شما کی هستید؟ گفتند: ما احبّاء و دوستان تو هستیم. یکدفعه از جا بلند شد و به آنها حمله کرد؛ تعدادی سنگ برداشت و شروع کرد به سنگ زدن. بیچاره‌ها فرار کردند. بعد گفت: شما که گفتید ما دوستان شبلی هستیم؛ اگر دوست من هستید باید بر بلای من صابر باشید. یعنی شما اگر دوست من هستید باید هر چه من سنگ می‌زنم همین‌طور بایستید!


[١] . بحار الانوار ج ٣٤ / ص ٤١١؛ دیوان علی علیه‌السلام ص ١٨٦.