گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - بخش اول توکل
دیگر هم از خود قرآن و ]حدیث[ آوردهام که عرض میکنم.
آن قصه معروف همین است که میگویند مردی آمد خدمت پیغمبر اکرم و شتر خودش را عِقال نکرد یعنی زانوبند شتر را که طبق معمول میبندند نبست. آمدند از او پرسیدند شترت را چکار کردی؟ گفت همان جا بیرون مسجد رهایش کردم. گفتند عقال کردی یا نه؟ گفت نه، به خدا توکل کردم. پیغمبر به او فرمود: اِعْقَلْ وَ تَوَکلْ[١] شترت را عقال کن توکل هم بکن؛ یعنی کاری را که از خودت ساخته است خودت باید انجام بدهی.
بالاتر از این، ]آیات قرآن است. [کتاب جامعالسعادات نراقی از همه جاهایی که من دیدم شاید آیات قرآن درباره توکل را بهتر جمع کرده بود. میگوید ما میبینیم همین قرآنی که دستور توکل میدهد، به مسلمانان دستور میدهد که از وسائل استفاده کنند. از جمله میفرماید در جنگها و در برابر دشمن خُذوا حِذْرَکمْ[٢] احتیاط خودتان را هرگز نسبت به دشمن از دست ندهید. «حِذْر» از همان «حَذَر» به معنی احتیاط است. خُذوا حِذْرَکمْ یعنی با کمال جدیت مراقب دشمن باشید، از تدبیرها و فعالیتها و کارهای احتیاطی خودداری نکنید. اگر توکل این بود که انسان کاری که باید بکند نکند، آن کار را به خدا واگذار کند و خدا را نایب بگیرد در کاری که مربوط به خود اوست، دیگر «خُذوا حِذْرَکمْ» معنی نداشت، میگفتیم ما مسلمانیم و به خدا توکل میکنیم، چرا احتیاط کنیم؟!
آیه دیگر در باب نماز خوف است. نماز خوف نماز در حال جنگ است. نماز را در دو مورد قصر میخوانند: یکی در مسافرت، یکی در خوف. در خوف که ]موقعش[ بیشتر در مورد جنگ است ـ و در غیر مورد جنگ هم ممکن است باشد ـ این است که در وقتی که در مقابل
[١] . شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید، ج ١١ / ص ٢٠١ و عوالی اللالی ج ١ / ص ٧٥.
[٢] . نساء / ٧١ و ١٠٢.