گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢ - بخش سوم صبر

شکنجه می‌دهد، آیا به او باید گفت در مقابل این شکنجه‌ها ایستادگی کن، یا باید گفت فورا از عقیده‌ات دست بردار، آن را رها کن برو ملحق شو به اجتماع؟! قسمتی از آن آیات، صبر در مصیبت است. انسان در این دنیا معرض مصیبات است؛ پدرش می‌میرد، مادرش می‌میرد، فرزندش احیانا می‌میرد، زنش می‌میرد، به مالش صدمه‌ای می‌رسد. آیا خوب است انسان جزع[١] کند یا خوب است که صابر و خویشتندار باشد؟ شما اگر یک نفر را دیدید که جوانش مرد و وقتی که به دیدن او رفتید دیدید این آدمی که جوانش را اینقدر دوست داشت الان دارد جزع و فزع می‌کند، غش می‌کند و بی‌حال می‌شود، این طور یک شخصیتی برایش قائل می‌شوید یا وقتی که دیدید این آدم در عین اینکه یک جوان بسیار عزیزش از دست رفته بر خودش مسلط است و جزع نمی‌کند، احیانا اشکی می‌ریزد بعد حالت عادی به خودش می‌گیرد، مقاومت می‌کند و بر خودش تسلط دارد؛ مثل همین آقای مزینی خودمان که واقعا وضع صبرش حیرت آور بود. با مجموع شرایط، آدم وقتی که در نظر می‌گیرد حیرت می‌کند؛ من که حیرت کردم. آیا این جور خوب است که انسان در مقابل مصائب بر خودش مسلط باشد و جزع نکند، یا مرتب بی‌تابی و جزع کند؟

عواطف زن و عواطف مرد

ما می‌بینیم اغلبْ مردها از زنها در این جهت تحملشان بیشتر است. معلوم نیست که عواطف زن در این جور مسائل بیشتر از مرد باشد. عواطف زن روست یعنی زود به حرکت می‌آید. عواطف مرد عمیقتر


[١] . در مقابل صبر «جزع» است.