گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠ - بخش دوم رضا وتسلیم

حکمت آفریده شده است. بر عالم، حکمت حکمفرماست. حتی همین که انسان خلیفةُ الله باشد، آزاد و مختار باشد که لازمه اختیارْ امکان معصیت و انحراف است و اصلا لازمه این خلقت انسان پیدایش شُرور است، همه اینها بر اساس حکمتهایی است، خواه آن حکمتها را ما درک بکنیم یا درک نکنیم. خدا عالم را این جور خلق کرده؛ سرشت انسان را این جور آفریده است. آیا ما در مقابل این سرشت و این خلقت باید ناراضی باشیم؟ بگوییم من اگر به جای خدا می‌بودم عالم را این جور خلق نمی‌کردم و ای کاش نظم و قانون خلقت غیر از این می‌بود که هست؟ نه، لازمه ایمان یک نفر مؤمن این است که عالم را بهترین نوعِ ممکنِ خلقت بداند ]و معتقد باشد که[ بهترین نوع ممکن خلقت همین است، و در جریانهایی که پیش می‌آید ]راضی به رضای خدا و قضای الهی باشد[ چون بالاخره عالم را خدا آفریده و سررشته همه کارها به دست خداست.

مثال به رفتار امام حسین علیه‌السلام

انسانهایی می‌آیند امام حسین را می‌کشند. این انسانها را خداوند مختار و آزاد و مکلّف آفریده است، می‌توانستند امام حسین را نکشند؛ و حتی خداوند برای آنها قانون شرعی و تکلیفی و به اصطلاح تکلیف آورده بود و آنها را از این کار نهی هم کرده بود؛ ولی کردند. در عین حال این عالم را خدا خلق کرده؛ خدا اگر آدم را نمی‌آفرید امام حسینی هم کشته نمی‌شد. اگر خداوند شمر و ابن زیاد را نمی‌آفرید ـ و قهرا اگر اینها را نمی‌آفرید باید امثال اینها را هم نیافریند و خیلی افراد را نیافریند ـ امام حسین کشته نمی‌شد. ولی اگر خدا اینها را نمی‌آفرید اصلا امام حسین هم امام حسین نبود. در همین جریان تکلیفها و زد و خوردها و برخوردها و اصطکاکهاست که امام حسین امام حسین می‌شود. بدی اگر نباشد خوبی