گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - بخش دوم رضا وتسلیم
یک جور میبیند؛ اگر برود در آسمان، از آن بالا جور دیگری میبیند. بسا هست که وقتی در خیابانها باشد یک جور زیبا و نازیباهایی را در قیاس به یکدیگر میبیند ولی وقتی که به یک نظر کلی نگاه کند که همه را در یک واحد و به یک حساب میبیند آنوقت همه برایش زیبا میشود.
همچنین مثل این است که انسان به اندام یک نفر بخواهد نگاه کند. اگر همه بدنش را مخفی کنند و فقط ابرویش را به او نشان بدهند، چیزی نیست غیر از اینکه انسان یک خطی از مو میبیند. همین طور است حتی اگر فقط یک حلقه چشم نشان بدهند یا تنها یک دهان را نشان بدهند. ولی وقتی که اینها همه در یک مجموعه جمع شد مجموعه حکم دیگری پیدا میکند. آنوقت آن که کج است بجا کج است و آن هم که راست است بجا راست است. آن که کوچک است بجا کوچک است، آن هم که بزرگ است بجا بزرگ است. اگر تخم چشم مثلا مشکی است و دورش یک حلقه سفید، یا اگر ابرو کج است و بینی راست، ]همه بجاست. [گفت : «ابروی کج ار راست بُدی کج بودی» اگر ابروی کج راست میبود آنوقت کج بود. حاجی سبزواری میگوید :
ما لَیسَ مَوْزونآ لِبَعْضٍ مِنْ نِغَمٍ فَفی نِظامِ الْکلِّ کلٌّ مُنْتَظَمٌ[١]
هر چه که در یک حساب جزئی به نظر ناموزون میآید، در حساب کلی همه سر جای خودش است و منتظم است. حافظ میگوید :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد[٢]
این را به صورت رمز گفته. بعضی اشخاص خیال میکنند که مقصودش این است که آفرین بر او که خطا را میبیند ولی چشم میپوشد. نه، آفرین
[١] . منظومه حكیم سبزواری، غرر فی دفع شكوك عن الغایة، شرح منظومه ج ٢ / ص٤٢٢.
[٢] . دیوان حافظ (چاپ انتشارات صدرا با نام آیینه جام) ص ٧٢.