گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - بخش اول توکل

خطاب موسی به جوانان قومش

از موسی و قوم موسی می‌گوید: فَما امَنَ لِموسی اِلّا ذُرِّیةٌ مِنْ قَوْمِهِ به موسی ایمان نیاورد مگر یک عده جوان (ذریه یعنی جوانها)؛ فقط جوانها به او گرویدند. عَلی خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ در حالی که اینها قهرا از فرعون با آن دبدبه و جلال ]و طبقه اشراف آن قوم[ می‌ترسیدند و مرعوب آنها بودند؛ می‌ترسیدند که آنها اینها را گرفتار کنند و از راهشان برگردانند. وَ اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الاَْرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْـمُسْرِفینَ. فرعون هم کوچک نبود، علوِّ در زمین داشت، بر مردم تسلط داشت و مرد مُسرف و اسراف‌کاری هم بود؛ در خون ریختن و در هر چیزی مسرف بود. وَ قالَ موسی یا قَوْمِ موسی به این جمعیت اندک این جور خطاب کرد: اِنْ کنْتُمْ امَنْتُمْ بِاللهِ اگر به خدا ایمان دارید فَعَلَیهِ تَوَکلوا اِنْ کنْتُمْ مُسْلِمینَ به خدا توکل داشته باشید، از فرعون و فرعونیها بیم نداشته باشید. می‌فرماید: «به خدا توکل کن، از فرعون نترس.» نقطه مقابل توکل این است که انسان از فرعون بترسد. آنها هم گفتند: عَلَی اللهِ تَوَکلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظّالِمینَ[١] .

داستان دخول به ارض مقدس و فلسطین را جلسه گذشته عرض کردم ]و تکرار نمی‌کنم.[

پاسخ شعیب و قومش به ملأ مستکبر

از شعیب و قوم شعیب این جور نقل می‌کند: مَلاَِ مستکبر ـ یعنی آن طبقه اشرافی که مستکبر بودند ـ با همان حالت استکبار به شعیب گفتند : لَنُخْرِجَنَّک یا شُعَیبُ وَ الَّذینَ امَنوا مَعَک مِنْ قَرْیتِنا تو و این عده از کسانی‌را که گروندگان به تو هستند از جمع خودمان بیرون می‌کنیم. اَوْ لَتَعودُنَّ فی مِلَّتِنا مگر شما به آیین ما برگردید. قالَ اَوَ لَوْکنّا کارِهینَ[٢] یعنی


[١] . یونس / ٨٣ ـ ٨٥ .

[٢] . اعراف / ٨٨ .