گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢ - بخش دوم رضا وتسلیم

ناراضی است که دزد بیاید سرمایه‌اش را ببرد که بعد مجبور بشود خانه‌اش را بفروشد. ولی حالا که این جریان واقع شده، بعد از وقوع آن، آیا راضی است خانه‌اش را بفروشد و بعد پول خانه را از نو سرمایه کند یا راضی نیست و می‌گوید سرمایه رفته که رفته، خانه هم سر جای خودش باشد؟ بعد از اینکه این جریان واقع شده، واقعا از فروش این خانه راضی است؛ یعنی بعد از پیدایش آن عامل، از وجود این صد در صد راضی است. پس یک نفر از فروش این خانه صد در صد ناراضی است و صد در صد راضی است. حرف من این است: همیشه با فرض وجود یک عامل، یک شیء یک حکم پیدا می‌کند، بدون فرض وجود این عامل حکم دیگری پیدا می‌کند.

قضیه امام حسین هم عینا همین است. (آنجا پای تکلیف هم در میان است. اگر تکلیف هم نبود، از جنبه وجدان انسانی‌اش هم ممکن است همین حرف را بزنیم.) امام حسین صد در صد ناراضی بود که چنین شرایطی به وجود بیاید ولی این شرایط به وجود آمد. بعد که این شرایط به وجود آمد، صد در صد راضی بود همان عزیزان خودش را فدا کند. اینها دو مطلب است، خیلی هم به نظر من معقول و منطقی است.

سؤال : من فکر می‌کنم مقصودی که الان شما بیان می‌کنید، در یک تعبیر دیگر هم شاید بشود طرحش کرد؛ به این معنا که اگر ما بپذیریم یکی از اصول و قوانین تکامل این است که همیشه شاید حتی در عالم ماده و بخصوص در عالم ذهن و غیر ماده دو چیز متضاد باید در مقابل هم قرار بگیرند که در سایه نزاع بین این دو یک چیز نو و عالیتری به وجود بیاید و شاید در طبیعت همیشه این مسئله بوده. یکی از قوانین و اصول دیالکتیک هم همین است که یک تزی باشد و یک آنتی‌تزی و