گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦ - بخش اول توکل
یک چنین مردمی میبودند (که ما مسلمانها خودمان هم در کتب خودمان آوردهایم)، اگر عمالقه یک چنین جنسی بودند پس قرآن چه میگوید که ما به اینها گفتیم بیایید با آنها بجنگید؟! فکر نکردند که این داستانهای عوج بن عناق ضد قرآن است. این داستان قرآن درباره کسانی است که بشر میتوانسته با آنها بجنگد. پس آنها بشری بودند مثل خود اینها.
آمدند همین داستانها را در کتابهای خودمان بازگو کردند. طبع بشر هم که افسانهدوست است و افسانههای عجیب و غریب را خیلی دوست دارد. یهودیها از قدیم معروف به تحریف بودند و قرآن اینها را به همین صفت توصیف میکند؛ میگوید اینها اهل جعلاند، تاریخ را عوض میکنند، داستانها را عوض میکنند[١] . این داستانها به زبان مسلمانها افتاد
در صورتی که قطعا دروغ است چون ضد قرآن است و بدیهی است که برای ما مسلمانها اگر مطلبی ضد قرآن باشد قطعا دروغ است. این معنی ندارد که آنها چنین آدمهایی باشند، بعد در عین حال قرآن بخواهد قوم یهود را ملامت کند بگوید چرا شما با اینها نجنگیدید؟ غرض ما این است که در اینجا قرآن توکل را باز در یک موقع حماسی به کار برده. میگوید آن دو مؤمن گفتند نترسید، اگر بروید پیروز میشوید، به خدا توکل کنید و بروید و آنها را بیرون کنید.
توکل در ابراهیم علیهالسلام و قومش
در سوره ممتحنه آیهای است که میفرماید: قَدْ کانَتْ لَکمْ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ. میگوید شما به ابراهیم و همراهان ابراهیم اقتدا کنید و تأسی بجویید. اِذْ قالوا لِقَوْمِهِمْ اِنّا بُرَءاوُ مِنْکمْ. آنها یک عده اقلیتِ موحدی بودند و قومشان مشرک بودند، رسما با آنها مبارزه کردند، گفتند :
[١] . نساء / ٤٦.