گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - بخش دوم رضا وتسلیم
نباشد خوبی بهتری در عالم به وجود نمیآید، بخصوص از لحاظ معنوی، آنوقت آنهایی که نقش «بدی» به عهدهشان گذاشته میشود ]چرا باید معذب باشند؟ [البته اینجا مسلم است که میگوییم چون مختار بودهاند این نقش را پذیرفتهاند، یعنی این جواب را خواهید داد که این نقشها بوده، حالا یکی این نقش را انتخاب میکند یکی آن نقش را؛ همان طور که هر کس ممکن است این شغل را انتخاب کند یا آن شغل را. منتها مسئله استعداد هست که فکر میکنم رویش تأکید شده که استعداد هم یک چیزی است. حتی در قرآن هم به یک مفهوم و تعبیری هست که یک کسی استعداد ایمان را دارد یکی ندارد. بعلاوه اگر همه میخواستند نقش خوبی را انتخاب کنند نقش بدی بیصاحب میماند و...
استاد : آنوقت اصلا خوبی نبود.
ـ حالا تکلیف این کسانی که در طول خلقت نقش بدی به عهدهشان گذاشته شده یا خودشان انتخاب کردهاند و از لحاظ قضای الهی بوده که بالاخره یک عده هم نقش بدی را داشته باشند چه میشود؟ این بیچارهها چه گناهی کردهاند که بعدا باید عذاب هم بکشند؟
نکته دیگر اینکه: رضا این است که ما به نظم موجود جهان، نظمی که خارج از اراده ماست، راضی باشیم. مثلا خورشید دارد میچرخد، شبانه روز بیست و چهار ساعت است؛ ما نمیتوانیم بگوییم بیست و پنج ساعتش کن. ولی همین مسئله هم گویا با پیشرفت و آگاهی و تسلط انسان در حال تغییر است و خدشهپذیر شده. یعنی احتمال دارد که انسان بتواند در یک