گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - بخش دوم رضا وتسلیم
فورا او را به اروپا برسانید. به صد هزار تومان پول احتیاج دارید. دلتان نمیخواهد این خانه را بفروشید اما بعد از اینکه این عامل به وجود آمد، در عین اینکه متأسف هستید که این خانه را از دست میدهید و اگر آزاد بودید خانه را صد و پنجاه هزار تومان میفروختید ولی حالا با این عجله مجبورید به صد هزار تومان بفروشید، فورا خانهتان را به صد هزار تومان میفروشید تبدیل به پول میکنید، بچه را برمیدارید میبرید اروپا معالجهاش میکنید و میآورید.
بعد به شما میگویند: آیا از این کارت راضی هستی یا راضی نیستی؟ میگویید: خیلی هم راضی هستم، جان بچهام نجات پیدا کرد. در عین حال از اینکه خانهتان از دستتان رفته ناراضی هستید. هم راضی هستید به اینکه این خانه از دستتان رفت و هم ناراضی هستید از اینکه این خانه از دستتان رفت؛ یعنی دلتان میخواست بچهتان مریض نشود خانهتان هم بود. اما با فرض اینکه این عامل به میدان آمد که بچهتان بیمار شد، بیماری چنین حادّی، و احتیاج به یک چنین معالجه فوری پیدا کرد، آنوقت رضایت ثانوی به این کار پیدا میکنید. پس میتواند انسان در آنِ واحد از یک چیز، هم راضی باشد هم راضی نباشد؛ از حیثی راضی باشد از حیثی راضی نباشد. حتی لازم نیست مسئله تکلیف را بیاوریم. در جایی که تکلیف هم نیست عمل شخص انسان همین طور است.
سؤال : یک وقایعی در زندگی هر فرد یا هر اجتماع پیش میآید که مسلم است این واقعه ناگوار است و آن شخص هم تمام کوشش و تلاش خودش را میکند برای اینکه این واقعه ناگوار پیش نیاید ولی علی رغم تمام امیال خودش و تمام فعالیت خودش آن واقعه اتفاق میافتد. فرض بفرمایید بچه