گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - بخش دوم رضا وتسلیم
قرآن آیهای هست که الهامبخش همین جوابی شده که من دارم میگویم. (نمیگویم الهامبخش به خودم، بلکه از قدیم که این مسئله را طرح کردهاند به همین آیه استناد کردهاند.) گفتهاند: انسان وقتی میتواند هرچه بر سرش بیاید از آن راضی باشد یعنی از خدا راضی باشد که خدا از او راضی باشد. آن آیه قرآن در چهار جا هست: رَضِی اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضوا عَنْهُ[١] خدا از آنها راضی است آنها هم از خدا راضی هستند. این معنایش چیست؟ اگر انسان برسد به این مرحله که خدا از او راضی باشد یعنی اگر به مرحلهای برسد که او باشد و انجام وظیفه فقط، خودش را از هواهای نفس خارج کرده باشد، همیشه در هر مرحلهای هر کاری را که میکند به خاطر وظیفه و لله میکند، در هر شرایطی که قرار میگیرد حسابش فقط این است که در این شرایط تکلیف من چیست، به تکلیف و وظیفهاش عمل میکند، یک چنین آدمی خدا از او راضی است. خدا کی از بنده راضی است؟ وقتی که بنده روی مرز تکلیف خودش عمل کند. اگر انسان این جور باشد، بعد او هم از خدا راضی میشود، چرا؟ چون وقتی انسان در این مرحله باشد که فقط و فقط در هر شرایطی به وظیفهاش عمل کند باید یقین داشته باشد که از ناحیه خدا جز خیر به او نمیرسد. یعنی نهایت امر برای او سعادت و خوشبختی است.
امام حسین از زمان جدش و پدرش و برادرش تا دوره خودش در هر شرایطی که قرار گرفت، در هر دورهای یک تکلیف و وظیفهای احساس میکرده، به تکلیف و وظیفه خودش رفتار کرده. تا رسیده به آن آخرین دوره و آخرین مرحلهای که تکلیف خودش را این احساس کرده که باید قیام کند؛ کشته هم میشود باید قیام کند، بچههایش هم اسیر میشوند باید قیام کند، هر چه به سرش میآید باید قیام کند. به گونهای
[١] . مائده / ١١٩، توبه / ١٠٠، مجادله / ٢٢، بینه / ٨.