گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - بخش اول توکل

وکیل کردم» او هم می‌گوید: «تَوَکلْتُ لَک» من هم به نفع تو قبول کردم. فقط در مورد خداست که با «علی» به کار برده می‌شود. آنوقت معنا این است: من کار را پذیرفتم با اتکاء بر پروردگار. پس در آن، دو مفهوم است: پذیرفتن، و تکیه کردن به پروردگار. این است که ما در فارسی یک لغت نداریم که به جای کلمه توکل بگذاریم. کاری را به عهده گرفتن با اتکاء به پروردگار، اسمش توکل است. ما یک لغت مفرد نداریم که به جای این عبارت بگذاریم، و لذا اگر کلمه اعتماد را به تنهایی به کار ببریم و بگوییم «اعتماد به پروردگار» شاید ]به مفهوم توکل نزدیک‌تر است[ اگرچه آن هم خود به تنهایی برای این مطلب رسا نیست.

سؤال : اصطلاحی شما به کار بردید به نام «توکل یهودی‌گری»، الان عملا به عکس است.

استاد : راست است، حالا به عکس است. خوب بود همین را من می‌گفتم. این برای ما درس آموزنده است. آن فکری که آن روز مال یهودیها بود کم‌کم به ما مسلمانها سرایت کرد و آن فکری که در زمان قرآن مال مسلمانها بوده حالا مال یهودیهاست. منطقی که امروز اینها عمل می‌کنند منطق آن روز ابوذر است که الان نقل کردم که گفت: ما مثل یهودیها نمی‌گوییم ]تو و خدایت بروید آن سرزمین را فتح کنید، بعد ما می‌آییم.[ اینها الان منطقشان درست نقطه مقابل منطق آن روزشان است. متأسفانه ما هم الان منطقمان نقطه مقابل منطق آن روزمان است.

سؤال : از نتیجه آن داستان عوج بن عناق عملا معلوم بود که این داستان صحیح نیست؛ چطور ]عده‌ای باور کرده‌اند؟[

استاد : اغلب، شما خودتان و من خودم، تا چند سال پیش این داستان عوج بن عناق را شنیده‌ایم. هیچ می‌دانستید اصلا اینها کدام قوم بودند و