گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣ - بخش اول توکل

دلیل یک امر اسلامی و مذهبی. حال هر کسی که در تجربه قبول دارد می‌پذیرد اگر قبول ندارد نمی‌پذیرد. خلاصه ما استخاره را جزو مسائل اسلامی حساب نمی‌کنیم، جزو مسائل تجربی حساب می‌کنیم.

سؤال : ولی این استخاره به نظر من همان توکل شقیق بلخی است.

استاد : راست می‌فرمایید، بسیاری از استخاره‌ها از همان قبیل است یعنی بسیاری از اشخاص استخاره را جانشین همه چیز کرده‌اند. فکر نمی‌کند، استخاره می‌کند. مشورت نمی‌کند، استخاره می‌کند.

سؤال : راجع به توکل در فارسی ما لغت بهتری به کار می‌بریم؛ معمولا می‌گویند به امید خدا.

استاد : نه، اعتماد به خدا. به امید خدا هم درست است. بدیهی است که غلط نیست که آدم به خدا امید داشته باشد؛ بحث این است که در چه موردی برای چه امید داشته باشد. در کلمه توکل «تضمین» وجود دارد. در لغت عرب اصطلاحی می‌گویند به نام «تضمین». جایی که کلمات تضمین می‌شود یک جمله در یک کلمه خلاصه می‌شود و لذا تعبیر فارسی ندارد. همین کلمه «تقوا» فارسی ندارد برای اینکه در کلمه تقوا تضمین وجود دارد. از یک طرف کلمه تقوا یعنی خودنگهداری. وقتی که عرب می‌گوید «اِتَّقُوا اللهَ» معنایش این است که خود را نگهداری کن از انتقام الهی، خودت را حفظ کن از انتقام الهی. ولی ما تقوا را معمولا «ترس» ترجمه می‌کنیم.

در لغت عرب هیچ وقت «تَوَکلْتُ» با «علی» ]در مورد انسان[ استعمال نمی‌شود، با «لام» استعمال می‌شود در معنای معمولی‌اش که همان معنایی است که عرض کردم. کسی به دیگری می‌گوید: «من تو را