گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - بخش اول توکل
در قرآن داستان اینها آمده؟ نه، ما همین قدر میشنیدیم که یک قومی بودند که اینها یک آدمهای بزرگِ گُندهای بودهاند؛ نمیدانستیم اینها همان قومی هستند که داستانشان در قرآن آمده. اینها را در ضمن این داستان که نمیگفتند؛ افسانه سازها همین قدر میگفتند عوج بن عناق مردی چنین بود، قومش اینچنین بودند. مردم هم این را به عنوان اینکه قومی را در دنیا کشف کردهاند که دارای چنین اندامی و چنین قدرت و نیرویی بودند، بازگو میکردند؛ نمیدانستند این قوم داستانشان در قرآن آمده. و الّا اگر این را میدانستند و روی این فکر میکردند زود متوجه میشدند که اگر اینها چنین قومی بودند لحن قرآن این گونه نبود.
سؤال : فرمودید توکل یعنی به عهده گرفتن کاری به اتکاء خدا. میخواهم ببینم در معنی لغویاش «به اتکاء خدا» است یا «به اتکاء دیگری»؟
استاد : اصلا ما همیشه «تَوَکلْتُ عَلَی الله» را داریم، غیر از این نداریم. البته این توکلی که ما میگوییم توکل خدایی است. در غیر مورد خدا اصلا من ندیدهام این کلمه استعمال شده باشد و الّا این هم ممکن است و لغتْ ابایی ندارد ولی ما در جایی ندیدهایم که این کلمه در غیر مورد خدا استعمال شود. در غیر مورد خدا کلمه «توکیل» استعمال شده، و الّا میشود ]کلمه توکل استعمال شود[ و مانعی ندارد. مثلا همین که یک دولت کوچک کارهایش را انجام میدهد ولی یک تکیهای هم به یک قدرت بزرگ در دنیا دارد، این شبیه میشود به همان توکلی که یک مسلمان باید داشته باشد. مثلا دولت اسرائیل کار را خودش به عهده گرفته است اما تکیهاش هم به آمریکاست یعنی از یک طرف نمیگوید تفنگدارهای آمریکایی هم برای ما بجنگند، او میجنگد اما در عین حال پشتش هم به آنجا گرم است که آنها مثلا از جنبههای سیاسی و نظامی