گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - بخش دوم رضا وتسلیم

یک نفر مؤمن و با ایمان به دلیل اینکه به خدا معتقد است چنین بدبینی به نظام خلقت ندارد. آنوقت اگر شما بگویید پس یک نفر فیلسوف یا یک نفر مؤمن بدیهای موجود را چگونه توجیه می‌کند؟ پس چرا در دنیا ـ لااقل در دنیای بشریت ـ این همه بدیها و شُرور وجود دارد؟ آن، بحث خیر و شر است که بحث مفصلی است و الان ما نمی‌خواهیم واردش بشویم.

توجیه مسئله شُرور

به هر حال آن را هم به شکلی توجیه می‌کنند ـ و توجیه صحیح می‌کنند ـ و خلاصه‌اش این است که از نظر آن خلقت و ساختمان بشر که نوع وجودش این است که یک راه تکاملی را با اراده و اختیار خودش طی کند نه به جبر و زور، اصلا لازمه این جور خلقت این است که این گونه نقصها و پلیدیها هم باشد، از او تفکیک‌پذیر نیست؛ یا باید انسان مثل حیوانات، مجبور آفریده شده باشد پس انسان و این موجود نیست، یا اگر بخواهد این موجود با این مشخِصات آفریده شود اینها هم جزء لوازمش هست.

پس یک نوع از رضا، وقتی می‌گوییم ما راضی باشیم به قضای الهی و به حکم الهی، معنایش این است که روی منطق و فکر خودمان ایمان داشته باشیم به اینکه این نظام عالم نظام خیر است. نمی‌گویم که هر کسی می‌تواند زود به این موضوع مؤمن شود ]بلکه[ معنی قضیه این است. راجع به آن اشکال، الان باز موضوعی را عرض می‌کنم.

رضای قلبی

یک نوع رضای دیگر رضای قلبی است و شاید بیشترِ آنچه که در باب رضا وارد شده مربوط به این است. رضای قلبی تابع منطق و فکر نیست