گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - بخش دوم رضا وتسلیم
احساسات خودش، عشق خودش، همان مجذوبیتش به او الهام میکند میگوید آنچه از دوست میرسد نیکوست، هر چه که از ناحیه دوست وجود پیدا میکند، به من یا غیر من میرسد خوب است. حتی وقتی که میبیند بلا از ناحیه دوست به او میرسد، چون از ناحیه دوست رسیده است او اصلا آن بلا را بلا نمیبیند.
رضا، از مقامات عارفین
البته به هر درجهای که مجذوبیت بیشتر باشد رضا بیشتر است. و لهذا این را به کسی تکلیف نمیکنند که تو بیا دارای مقام رضا باش. آن آدمی که در قلب خودش کوچکترین احساسی از محبت خداوند و عشق به خداوند ندارد، به او تکلیف کردن که تو بیا دارای رضا باش، حرف نادرستی است. کما اینکه آن قسم اولش هم که رضای فکری میگوییم، یک تعقل خیلی قوی میخواهد.
روی همین حسابهاست که رضا را از مقامات عارفین شمردهاند؛ گفتهاند رضا یک چیزی نیست که انسان به هر آدم عادی تکلیف کند که تو دارای مقام رضا باش؛ چون اگر رضا رضای فکری باشد، مشکل در فکر هر کسی به این زودیها حل نمیشود که واقعا آنچه را که در عالم واقع میشود احسن و اکمل بداند؛ و اگر رضای قلبی باشد که از این هم یک درجه بالاتر است چون تابع عشق و جذبه و محبت است و این هم برای آن سالکین درجه اول است.
مرز میان رضا و نارضایی
همین اعتراضی که امروز میکنند منتها به صورت اعتراضِ به دین که