گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - بخش دوم رضا وتسلیم
چیزهایی که ما فکر میکردیم جزء نظم تغییرناپذیر است تأثیراتی بگذارد. البته شاید از لحاظ منطق قرآن این مسئله عادی باشد که انسان میتواند حتی با همان خلیفة اللّهی که فرمودید، با قدرت روحی و فکری آرام آرام در خیلی چیزها دخالت کند. پس حدود مسئله رضا یک امر ثابت و استاتیک نیست، دینامیک و متغیر است.
استاد : این که میگوییم من باید راضی باشم به آنچه که خارج از قدرت من است، «خارج از قدرت من است» غیر از این است که خارج از قدرت انسان دو قرن بعد است. این که مطلبی نیست. هر کسی در منطقه عمل خودش. آنچه که فرمودید، من به آن توجه داشتم ولی نمیخواستم بحث را به مسئله قضا و قدر بکشانم چون کمی طولانی میشود. در عین حال من حرفی ندارم که بحث ادامه پیدا کند؛ بحث خوبی هم هست. البته آن موضوعی که گفتید، آنجا یک مطلب بالاتر و عالیتری هست و آن همین است که «بد مطلق نباشد در جهان»، هر «بد»ی بدیاش نسبی است. گفت پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان
زهر مار آن مار را باشد حیات نسبتش با آدمی باشد ممات[١]
این البته یک مطلبی است، مطلب خیلی خوبی هم هست. مسئله رضا یک امر تحمیلی نیست. آنهایی که دارای مقام رضا به معنی واقعی هستند افرادی هستند که حوادث را از یک افق خیلی بالاتری میبینند. در آن افق بالاتر اصلا مفاهیم عوض میشود. این بدها و این خوبها همه یک شکل دیگری پیدا میکند.
مثل این است که انسان وقتی که در شهر است قیافه ساختمانها را
[١] . مثنوی، دفتر چهارم، ذیل عنوان «تمامی حكایت آن عاشق كه از عسس گریخت درباغی...».