گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - بخش سوم صبر
کردهاید (در خلال جنگ احد) داخل بهشت میشوید در صورتی که هنوز مجاهدین و صابرینی در میان شما پیدا نشدهاند. معلوم است چه جور صابری را میگوید، صابری که مجاهدِ صابر باشد.
بعد از سه آیه که باز مربوط به آن مطلب است و برای اینکه طول نکشد نمیخوانم، این آیه خیلی عجیب است: وَ کأَیـِنْ مِنْ نَبِی قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیون کثیرٌ چه بسیار پیامبران بودند که همراه آنها مردانی الهی جنگیدند. (ببینید! داستان، داستان سربازی است) یعنی: چه پیغمبران زیادی در دنیا بودند که عدهای مجاهد و سرباز داشتند ولی سربازان الهی و مؤمن و خداشناس و خدا پرست (رِبِّیونَ کثیرٌ). فَما وَهَنوا لِما اَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللهِ هر چه که در راه خدا بر آنها رسید سست نشدند (چون در چند آیه قبل گفته بود: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحْزَنوا سست نشوید و غمناک مباشید.) وَ ما ضَعُفوا ضعیف نشدند وَ مَا اسْتَکانوا به التماس نیفتادند، در مقابل دشمن اظهار استکانت و خضوع نکردند و خلاصه اِیوالله به دشمن نگفتند. وَ اللهُ یحِبُّ الصّابِرینَ خداوند صبرکنندگان را دوست میدارد. (ببینید! این یحِبُّ الصّابِرینَ در ردیف اینجاست.)
وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ اِلّا اَنْ قالوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنوبَنا. بعد از همه سختیهایی که اینها میداشتند سخنشان جز این نبود که: خدایا گناهان ما را ببخش؛ یعنی مرتب مجاهده میکردند و میگفتند: خدایا اگر ما گناهی مرتکب شدهایم از سر گناهانمان درگذر؛ یعنی همه این کارها را برای رضای خدا میکردند و برای اینکه گناهانشان پاک شود. رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنوبَنا وَ اِسْرافَنا فی اَمْرِنا خدایا از تندرویهای ما ـ اگر کردیم ـ صرف نظر کن. وَ ثَبِّتْ أقْدامَنا و قدمهای ما را محکم و پابرجا بگردان. وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ[١] و ما را بر مردمان کافر پیروزی بده. فَآتیهُمُ اللهُ ثَوابَ الدُّنْیا وَ
[١] . آل عمران / ١٤٧.