گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - بخش دوم رضا وتسلیم
اصلا بکلی قیافهاش هم عوض شد. ما یقین کردیم که مریض تغییر حال پیدا کرد و خوب شد. پرسیدیم که مریض چطور شد؟ فرمود: مرد. گفتیم : پس شما چطور این جور شدید؟ فرمود: ما این طور هستیم که تا وقتی که امر واقع نشده، نگرانیم و کوشش میکنیم. ما میخواستیم به گونهای بشود که این بچه خوب شود. ولی بعد که واقع شد، قضای الهی بود؛ ما راضی هستیم به قضای الهی.
سؤال : خودتان در ابتدای گفتارتان تفکیک فرمودید، حوادثی که ناشی از اعمال انسان است که چون انسان اراده دارد و مختار است و میتواند یک کاری را نکند باید هم نکند، و حوادثی که از اختیار انسان خارج است مثل امراض و وضع طبیعت که چه جور ساخته شده. این مثلی که آخر زدید راجع به کسی که بچهاش مریض میشود و ناچار میشود که خانهاش را بفروشد از همین نوع دوم است یعنی حادثهای است که در طبیعت اتفاق افتاده و ناشی از اراده کسی نیست، مثل همان جسم آدم است که این جور ساخته شده. همان مثل را اگر برای کسی بزنیم که شب خانهاش را دزد زد و بیچاره شد، حالا احتیاج پیدا کرده به زندگی روزمره، ناچار میشود خانهاش را بفروشد. این مسلما از فروش خانهاش صد در صد ناراضی است، چرا؟ برای اینکه میگوید یک اتفاقی افتاد ناشی از عمل خطای یک کسی که مختار بود نکند و کرده. اما اوّلی را راضی است برای اینکه دست خودش نیست، بیماری است و امثال اینها. بنابراین در حادثه کربلا امام حسین در هر حال باید ناراضی باشد، برای اینکه افرادی اعمالی انجام دادند که میتوانستند