گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧ - بخش اول توکل
ما از شما بیزاریم و تبری میجوییم. عقاید آنها را این طور تخطئه کردند. وَ مِمّا تَعْبُدونَ مِنْ دونِ اللهِ ما از این معبودهای شما که پرستش میکنید تبری میجوییم. کفَرْنا بِکمْ ما مخالفیم؛ اعلام مخالفت کردند. وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ بدانید که ما دشمن شما هستیم. حَتّی تُؤْمِنوا بِاللهِ وَحْدَهُ مگر آنکه به خدا ایمان بیاورید، آنوقت است که ما دوست شما خواهیم بود. (ببینید اینها با این اقلیتشان چه اعلان جنگی به آنها میدهند!) اِلّا قَوْلَ اِبْراهیمَ لاَِبیهِ لاََسْتَغْفِرَنَّ لَک وَ ما اَمْلِک لَک مِنَ اللهِ مِنْ شَیءٍ. در این اعلان جنگ، فقط ابراهیم یک استثناء کرده به پدرش (حالا پدرش بوده یا عمویش که پدر اطلاق میکرده، فعلا بحث ما نیست). همین مقدار به او گفت که من فقط برای تو استغفار میکنم. وعده استغفار داد. یعنی اینقدر روابط با آنها را بریدند که همین یک موضوع کوچک را قرآن به صورت یک استثناء ذکر میکند. فقط ابراهیم به او وعده استغفار داد، که بعد هم فهمید که این استغفارها فایده ندارد. آن، یک جمله استثناء است که وسط قرار گرفته است.
رَبَّنا عَلَیک تَوَکلْنا وَ اِلَیک اَنـَبْنا وَ اِلَیک الْمَصیرُ[١] . به ابراهیم و قومش تأسی بجویید، ببینید آنها در مقابل مشرکین که در اکثریت مطلق بودند چگونه شهامت نشان دادند و قیام کردند و به آنها گفتند که ما از شما تبری میجوییم، ما رسما با شما اعلام دشمنی میکنیم و تا شما به خدای یگانه ایمان نیاورید ما با شما دوست نخواهیم بود، و چگونه آنها در این کارشان به خدا توکل کردند؛ شعارشان هم توکل به خدا بود: رَبَّنا عَلَیک تَوَکلْنا وَ اِلَیک اَنـَبْنا وَ اِلَیک الْمَصیرُ.باز میبینیم توکل در اینجا در یک موقع حماسی قرار گرفته است.
[١] . ممتحنه / ٤.