گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - بخش دوم رضا وتسلیم
آنجا باشد بمیرد، این هم قضای الهی است که اگر کسی در آنجا نباشد نمیرد، خود رفتن من هم قضا و حکم الهی است؛ من به حکم خدا دارم بیرون میروم.
هنوز آنجا بودند که یک نفر این حدیث معروف را روایت کرد که پیغمبر اکرم فرمود: اگر وبایی یا طاعونی در جایی پیدا شد اگر در آنجا بودید از آنجا خارج نشوید و اگر در خارج آنجا بودید داخل نشوید؛ که حکمت و فلسفه روشنی هم دارد: از آنجا بیرون نروید که وبا را با خودتان بیرون نبرید ولی وقتی در آنجا نبودید داخل نشوید تا خودتان گرفتار نشوید. دیگر با حدیث پیغمبر قضیه حل شد و عمر به آنجا نرفت[١] .
پس این طور نیست که از آن جهت که آن (مثلا سیل) قضای الهی است ما باید راضی باشیم ]و کاری انجام ندهیم، زیرا[ این (مقابله با سیل) هم قضای الهی است و به این هم باید راضی باشیم. آنچه که جلسه پیش هم من صحبت کردم که برخی رضاها و نارضاها با همدیگر منافات ندارد همین را میخواستم بگویم. آن یک قضا است، قضای دیگری میآید آن قضا را به هم میریزد. ما، هم باید به آن راضی باشیم هم به این، و هم باید راضی باشیم به این که ما تکلیفی در این زمینه داریم. این رضاهای ضد یکدیگر با هم منافات ندارد. من جلسه پیش اشارهای به آن کردم ولی گویا حرفهایم نارسا بود.
سؤال : در یک جا که راجع به این گفتید که اگر خداوند از یک فرد راضی باشد و او هم از خدا راضی بود...
استاد : نمیتواند راضی نباشد، قهرا باید راضی باشد.
[١] . [مراجعه شود به مجموعه آثار ج ١ / ص ٤٢٨ (انسان و سرنوشت).]