درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - در کیفیت عدم حرکت و عدم امور ناشی از حرکت
دو اعتبار برای حرکت
اینجا مسأله دیگری مطرح است. مرحوم آخوند میگوید به اعتبار دیگری میتوان مطلب را به شکل دیگری بیان کرد. میفرماید: حرکت دو اعتبار دارد[١] . به یک
اعتبار کأنّه به حرکت به عنوان یک معنی حرفی نظر میشود. ]در این اعتبار[ حرکت عبارت است از وجود تدریجی شیئی دیگر. وقتی میگویید «حرکت شیئی» یعنی وجود حصول تدریجی شیءِ آخَر. مسأله همین است که آن شیء دیگر که وجود تدریجی دارد عدم تدریجی هم دارد. حال اگر به حرکت به عنوان یک معنی اسمی و به صورت یک امر مستقل توجه کنید و بگویید: «خودِ حرکت، یعنی خود تدرّجُ وجودِ شیءٍ، آیا وجود تدریجی دارد یا وجود غیرتدریجی؟»، میگوییم: اگر یادتان باشد در گذشته مثال به حدوث میزدیم و میگفتیم زید خودش حادث است، اما خود حدوث زید چطور؟ آیا حدوث زید حادث است یا قدیم؟ سؤال شما این است : حرکت هم حدوث تدریجی است، ولی حدوث تدریجی شیئی[٢] . عینْ وجود تدریجی و حدوث تدریجی دارد، خودِ تدریج چطور؟ آیا تدریجیالوجود است یا دفعیالوجود؟ یعنی آیا تدریج هم تدریجا وجود پیدا میکند یا تدریج دفعةً وجود پیدا میکند؟ آیا تدریجْ وجود تدریجی دارد، یا وجود دفعی مستمر؟
خود تدریج، وجود دفعی دارد
مرحوم آخوند میگوید: خود تدریج نمیتواند وجود تدریجی داشته باشد، بلکه وجود دفعی دارد. از اول که شیئی حرکت میکند وجود این شیء (ما فیه الحرکة) تدریجی است، ولی ضمنا صفتی هم برای این شیء پیدا شده به نام تدریج، که خود این تدریج وجودش تدریجی نیست، بلکه یک وجود دفعی مستمر است. اگر میگویید «این حرکت که پیدا شد
[١]ساعت حركت عدم قبلنيست؟! مرز قائل شدن ضربهای به اين مطلب نمیزند. استاد : در اينجا عدمها از يكديگر جدا هستند. اينكه اينجا مرز قائل هستيد خيلی ضربه میزند. ديگراتحاد وجود و عدم نيست. در اينجا اتحاد وجود و عدم كجاست؟ شما میگوييد «يك ساعت ظرفوجود است و ساعت بعد ظرف عدم است». اگر قضيه را به اين صورت گرفتيد، اين يك ساعت فقطظرف وجود اين است، نه ظرف عدم قبل است و نه ظرف عدم بعد. وجود شیء اين يك ساعت رااشغال كرده، قبل از اين يك ساعت كه عدمش بوده عدم ازلی است و بعد از اين يك ساعت هم عدم ابدی است.
. اسمی از توسطی و قطعی نمیبرد ولی نزديك میشود.
[٢] . مثلا حدوث تدريجی جوهر يا بياض يا سواد يا... .