درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥ - در ربط حادث به قدیم
مربوط میشود به علت قدیم و از آن وجهه که حادث است علت است برای حوادث عالم.
طرح اشکالی به مبنای شیخ در ربط حادث به قدیم
اینجا یک سؤال مطرح میشود وآن این است: شما برای حرکت دو جنبه قائل شدید، یک جبنه قدیم و یک جنبه حادث. با توجه به برهانی که میگوید «علة کل حادث حادث» ما نقل کلام میکنیم به جنبه حادث حرکت و باز اشکال عود میکند؛ یعنی همان اشکالی که در حادثهای ما دون فلک هست در باب خود حرکت هم میآید، به این معنا که میگوییم: حرکت آن جنبهاش که قدیم است علتش باید قدیم باشد، ولی آن جنبه حرکت که حادث است علتش باید حادث باشد. پس اشکال باقی است.
جواب اشکال
جواب میدهند: ما که میگوییم حرکت دارای دو جنبه است، نمیخواهیم بگوییم حرکت در خارج مرکب است از یک جزء قدیم و یک جزء حادث، که شما بگویید جزء قدیمش علت قدیم میخواهد و جزء حادثش علت حادث، بلکه میخواهیم بگوییم حرکت به حسب تحلیل عقلی دارای دو حیثیت است؛ همچنان که شیئی که مرکب از ماهیت و وجود است این گونه نیست که در خارج مرکب شده باشد از دو جزء که یکی ماهیت است و دیگری وجود، بلکه ماهیتْ منتزع از وجود و از نحوه وجود است. اگر ما میگوییم حرکتْ حدوث دائم است، این حدوث آن جنبه ماهوی حرکت است. حرکت چیزی است که ماهیتش حدوث تدریجی است؛ فاعلْ حقیقتی را ایجاد میکند و وجود میدهد که ماهیتش حدوث تدریجی است. حرکت در عالمِ عین دو جزء ندارد، بلکه نحوه وجودش طوری است که از حیثی حادث است و از حیثی قدیم و حیثیت حدوث، حدوث زائد بر ذات نیست بلکه حدوثی است که عین ذات حرکت است.
به عبارت دیگر[١] : برهان عقلی که میگوید هر حادثی نیازمند به علت حادث است، به این معناست که هر چیزی که خودش و ماهیتش چیزی است و حدوث برای او یک امر عارض است نیازمند به علت حادث است؛ مثلا «قیام زید» حقیقتی است که ماهیتش قیام است و چون حادث است احتیاج به علت حادث دارد. اما در اینجا حدوث عین ذات حرکت
[١] . در كتاب هم با همين عبارت مطلب را ذكر كردهاند.