درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - در کیفیت عدم حرکت و عدم امور ناشی از حرکت
اساس منطق و فلسفه بلکه اساس فکر هر بشری بر آن است.
بیان مطلب
مرحوم آخوند اینجا بیانی دارند و آقای طباطبایی هم طبق بیان مرحوم آخوند حاشیهای زدهاند. بیان مرحوم آخوند درست است ولی هر دو بیان مقداری برخلاف آن چیزی است که مرحوم آخوند ابتدائا گفتهاند.
مرحوم آخوند ابتدائا گفت: «اینجا بحث در عدم سابق نیست، بلکه در عدم لاحق است»، ولی بیانی که ایشان آوردهاند تدریجی بودن عدم سابق را توجیه میکند نه تدریجی بودن عدم لاحق را، کما اینکه حاشیهای که آقای طباطبایی زدهاند نیز تدریجی بودن همان عدم سابق را توجیه میکند نه تدریجی بودن عدم لاحق را[١] .
بیان مرحوم آخوند در عدم تدریجی
بیانی که مرحوم آخوند آوردهاند این است: هر جزئی که وجود پیدا میکند طردکننده عدم خودش است. پس با وجود هر جزئی عدمش منتفی است. بنابراین وجود این جزء ملازم است با عدمِ عدم خودش (نه با عدم خودش)، و همچنین ملازم است با عدمِ جزء بعدی. چون جزء بعدی هنوز نیامده پس عدم او منتفی نشده است. با آمدن جزء بعدی عدم جزء بعدی منتفی میشود. پس عدم جزء بعدی بر وجود جزء بعدی تقدم دارد. همین طور هر جزئی عدم خودش را نفی میکند که قهرا مقارن است با عدمِ عدمِ خودش که همان عین وجود خودش است و مقارن است با عدم جزء بعدی. باز جزء بعدی که میآید عدم خودش را نفی میکند و مقارن میشود با عدمِ عدمِ خودش که عین وجود خودش است و با عدم جزء سوم. جزء سوم هم همینطور. پس میبینیم که عدمها هم مثل وجودها تدریجیاند.
اشکال به بیان مرحوم آخوند
آنچه در اینجا ثابت شد این است که هر جزئی عدمش با جزء قبلی توأم است. پس مرحوم آخوند یک نوع عدم تدریجی جزء سابق را بیان کردهاند در حالی که این، مقصود نیست.
[١] . به اين معنا كه عدم مقارن را گفتهاند، ولی همين عدم مقارن جنبه سابق بودن عدم است.