درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
آخوند بدانیم[١] .
تأیید ایراد مذکور
از این بالاتر اینکه اگر یادتان باشد در باب ادله حرکت جوهریه ما یک دلیل از مرحوم آخوند از اواخر الهیات اسفار نقل کردیم. آن دلیل این بود که اصلا شیء نمیتواند زمانی باشد و تدریجی نباشد. آن حرف حرف حسابیای بود. زمانی بودن مساوی است با تدریجی بودن. اگر جوهر را زمانی بدانیم محال است آن را تدریجی ندانیم. این حرف، نفی همین شق ثالث است.
پس در واقع و نفسالامر اشیاء زمانی دو نوع بیشتر نیستند: یکی اشیاء آنی و دیگری اشیاء زمانی تدریجی. نوع سوم یا همان اعدام است که اعتباری است، و یا حرکت توسطی است که به تعبیر مرحوم آخوند یک امر منتزع از حرکت قطعی است.
قسم اول هم مصداق واقعی عینی ندارد
آخرین مطلبی که اینجا میخواهیم بگوییم این است که امور آنی[٢] (از قبیل مماسهها) آیا یک سلسله امور عینیاند؟ یا اینکه اینها یک سلسله امور از قبیل اضافات و نسباند؟ اضافات و نسب همان چیزهایی است که در مورد آنها بحث میشود که آیا از معقولات اوّلیاند یا از معقولات ثانوی، که میگویند اینها از معقولات ثانویاند؛ یعنی بازگشتشان به امور انتزاعی است. مثلا وقتی شیئی با شیئی محاذات پیدا میکند آیا واقعا امری عینی موجود شده، یا اینکه از مقایسه این دو وجود با یکدیگر نسبتی انتزاع شده؟
مرحوم آخوند و امثال ایشان میگویند: اینها تابع طرفیناند و هیچ وجود مستقلی ندارند. در باب حرکات خواندیم که آیا حرکت در مقوله اضافه هست یا نه؟ چرا آنجا گفتند حرکت در مقوله اضافه معنی ندارد؟ گفتند: اضافات تابع اطرافشان میباشند، اگر در اطراف اضافه حرکت باشد، به تبع در اضافه هم هست، و اگر نباشد در اضافه هم نیست. این برای این است که اصلا وجود اضافه یک وجود تبعی است و الّا اگر وجودش یک وجود مستقل باشد و اگر واقعا یک مقوله عینی باشد، یا ساکن است یا متحرک و نمیتواند تابع چیز
[١] . تسامح به اين معنا كه چون در اينجا فخر رازی به شيخ اعتراض كرده، مرحوم آخوند میخواستهتأييدی از شيخ شده باشد و زمين زدنی از فخر رازی.
[٢] . [يعنی قسم اول.]