درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
نیست. اما اینکه چیزی در عالم وجود داشته باشد که وجودش دفعی (نه آنی) و زمانی (نه تدریجی) باشد، این صحیح نیست.
حال برویم سراغ حرکت توسطی. اگر ما آن طور که قدمای قبل از صدرالمتألهین قائلند حرکت توسطی را امری عینی بدانیم و حرکت قطعی را امری اعتباری، درست است؛ واقعا در عالم چیزی وجود دارد که دفعیالحدوث و مستمرالبقاء است. ولی با براهینی که صدرالمتألهین اقامه کرده حرکت توسطیه به آن معنا که اصل باشد و حرکت قطعی منتزع از آن باشد وجود ندارد.
ایرادی به مرحوم آخوند
لذا اینجا این ایراد به صدرالمتألهین وارد است که اگر شیخ چنین حرفی میزند شما نباید این حرف را بزنید؛ چون شیخ ـ به احتمال زیاد ـ حرکت توسطی را اصل میداند و حرکت قطعی را فرع، ولی شما میگویید حرکت توسطی وجودی غیر از وجود قطعی ندارد و مصداق حرکت توسطی همان حرکت قطعی است نه چیز دیگر. حرف شما این است که همین وجود قطعی و همین وجود ممتد تدریجی الحدوث و تدریجی الفناء مصداق حرکت توسطی هم هست. پس اگر ما حرکت توسطی را امری دفعیالحدوث و مستمرالبقاء بدانیم این امر دفعیالحدوث و مستمرالبقاء عین همان امر تدریجیالحدوث و تدریجیالبقاء است؛ چون هر دو مصداقا یکی هستند، بلکه حرکت توسطی از حرکت قطعی انتزاع میشود. پس چیز جداگانهای در عالم پیدا نکردیم تا بگوییم در عالم یک نوع حادثی پیدا کردیم غیر از حادثهای تدریجی. ما حدوث دیگری پیدا نکردهایم، بلکه همین حدوث تدریجی را به اعتباری میشود امری دفعیالحدوث و مستمرالبقاء دانست.
پس این ایراد بر مرحوم آخوند وارد است که اگر شیخ و متأخرانِ از او چنین چیزی میگویند، آنها واقعا به وجود یک امر دفعیالحدوث و مستمرالبقاء قائلند و اگر اسمی از امور تدریجیالحدوث و مستمرالبقاء (یعنی حرکت قطعی) میبرند واقعا به آن قائل نیستند و آن را مجازی میدانند، ولی شما که به حرکت قطعی قائل هستید و حرکت توسطی را بر مبنای حرکت قطعی توجیه میکنید، به حدوث امر دیگری قائل نیستید. پس بنا بر مبنای شما، در اینجا دو نوع حدوث و حادث وجود ندارد، بلکه یک نوع حدوث و حادث وجود دارد که اعتبار دیگری نیز روی آن میشود. پس ما باید این را غفلتی یا تسامحی از مرحوم