فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٢ - اهليت جنين و اداره اموال او عاتكه قاسم زاده
يا ممكن است آن را به عنوان يك مصداق بيان كرده باشند. (٥) اما بعضى ديگر از فقها مواردى چند را به عنوان نشانه زنده به دنيا آمدن جنين بيان داشتهاند، كه عبارتاند از: گريه كردن، يا عطسه كردن، يا خميازه كشيدن، يا فرياد كشيدن (مىتوان اين مورد را هم رديف گريه كردن دانست) (الرسائل العشر، ص٢٧٥).
در قوانين ايران به چنين نكتهاى اشاره نشده است، ولى از كلام حقوق دانان بر مىآيد كه دو نشانه براى تشخيص اين مهم در نظر دارند: استهلال، يا حركت طفل البته به دليل پيشرفت علم و دستيابى به پزشكى قانونى، حقوق دانان مسئله را در موارد لزوم به پزشكى قانونى واگذاشتهاند. بر اين اساس، مىتوان از طريق تشريح پزشكى، حيات يا ممات طفل را پس از ولادت دانست؛ مانند آنكه معلوم كنند كه طفل به وسيله ريه تنفس كرده يا ريه او هنوز باز نشده است(امامى، ج٤، ص١٥٢).
به طور كلى، با اندكى توجه در سخن فقها(ى گروه دوم) مىتوان گفت كه نظريه حقوق دانان با قول اين فقيهان هماهنگى دارد، به اين نحو كه نشانههاى ديگر به جز استهلال را در بيان فقيهان مىتوان تحت همان حركت (منسوب به موجود زنده) قرار داد و نشانه زنده متولد شدن را اين دو مورد دانست. به علاوه، به نظر مىرسد كه بهرهگيرى از پزشكى قانونى در صورت مقتضى، بحث در اين قسم را كمتر مهم مىنماياند.
در قوانين بعضى از كشورها مانند فرانسه، شرط ديگرى براى اهليت جنين افزودهاند و آن قابليت بقاى طفل پس از ولادت است. بنابراين طفلى كه قبل از مدت، نارس متولد شود كه قابليت بقا را در خارج از رحم نداشته باشد و همچنين طفلى كه از خوارق طبيعت باشد و زنده متولد شود و قابليت حيات استقلالى را ندارد، مانند آنكه طفل بدون معده و روده باشد، داراى شخصيت حقوقى نيست. ولى بالعكس قانون مدنى ايران مانند قانون مدنى آلمان(ماده اول) و قانونى مدنى
(٥) عبداللّه بن سنان عن أبي عبداللّه(ع) في ميراث المنفوس من الدية، قال:«لا يرث من الدية شيئاً حتى يصيح و يسمع صوته.» (كافى، ج٧، ص١٥٦).