فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٨ - سه مسئله پيرامون شهادت آیة الله رضا استادى
فقط سخن اوّل آنان پذيرفته مىشود. در ساير موارد شهادت آنان پذيرفته نيست، به جهت تعارض و تباين روايات و در نتيجه تساقط آنها. اما به قيد «نبود شاهدى غير از كودك» و يا «ضرورت» كه در روايت محمد بن سنان آمده، اعتنا نمىشود؛ زيرا سند اين روايت اعتبار ندارد.
در باره رسيدن كودك به ده سالگى هم در روايت ابو ايوب خزاز آمده است:
الكليني عن علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس عن أبي أيوب الخزاز، قال: سألت إسماعيل بن جعفر متى تجوز شهادة الغلام؟ فقال: إذا بلغ عشر سنين، قلت: و يجوز أمره؟ قال: فقال: ان رسول اللّه (ص) دخل بعائشة و هي بنت عشر سنين وليس يدخل بالجارية حتى تكون امرأة فإذا كان للغلام عشرسنين جاز أمره و جازت شهادته؛ (٤٣)
ابو ايوب خزاز مىگويد: از اسماعيل بن جعفر پرسيدم: چه وقت شهادت پسر بچه پذيرفته است؟ گفت: هرگاه به ده سالگى برسد. گفتم: در اين سن امر او نيز نافذ و جايز است؟ گفت: همانا رسول خدا (ص) در حالى كه عايشه ده سال داشت، با او آميزش كرد، و با دختر بچه آميزش نمىشود تا زمانى كه زن بشود، پس هرگاه پسر بچه به ده سالگى برسد، امر او جايز و شهادتش هم پذيرفته است.
لكن بر اين روايت اشكال شده است كه از معصوم نيست؛ بنابراين حجت نمىباشد.
به اين اشكال چنين پاسخ داده شده كه بعيد نيست اين روايت اعتبار داشته باشد؛ زيرا اسماعيل شخصيتى جليل القدر بوده و بعيد است بدون اخذ از معصوم چنين فتوايى بدهد.
اشكال ديگر اين است كه قبول شهادت كودكى كه به ده سالگى رسيده به
(٤٣) همان.