فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - سه مسئله پيرامون شهادت آیة الله رضا استادى
صورت مطلق، مخالف با اجماع اصحاب است.
پاسخ اين اشكال آن است كه اطلاق آن، به روايت جميل مقيّد مىگردد.
برخى استدلال بر جواز شهادت كودك را با قياس آن به آميزش پيامبر (ص) با عايشه در ده سالگى كه در روايت آمده، از اساس صحيح ندانسته و بطلان آن را واضح دانستهاند.
در هر صورت، تقييد صحيحه جميل به لزوم رسيدن به ده سالگى با اين روايت، مشكل و بلكه ممنوع است. ممكن است گفته شود كه رسيدن به ده سالگى، يكى از مصاديق تمييز است و خصوص اين سن مراد نيست، اما چنين برداشتى مخالف ظاهر روايت است.
توهّم تعارض صحيحه جميل كه پيشتر ذكر شد، با روايت معتبره عبيد بن زراره، بى وجه است. در روايت عبيد آمده است:
الكليني بإسناده عن الحسين بن سعيد عن صفوان عن ابن بكير عن عبيد بن زرارة ـ في حديث ـ قال: سألت أبا عبداللّه عن شهادة الصبىّ و المملوك، فقال: على قدرها يوم أُشهد تجوز في الأمر الدون ولاتجوز في الأمر الكبير؛ (٤٤)
عبيد بن زراره مىگويد: از امام صادق (ع) در مورد شهادت كودك و مملوك پرسيدم. فرمود: متناسب با سنشان و امرى كه به آن شهادت مىدهند، شهادت آنان در امر كوچك جايز است و در امر بزرگ جايز نيست.
وجه عدم تعارض اين روايت با روايت جميل اين است كه همان گونه كه برخى گفتهاند: اين روايت شاذّ و مهجور است و مشتمل بر چيزى است كه بطلان آن قطعى است و آن پذيرفته نشدن شهادت مملوك در امر بزرگ است.
تمام اين روايات همان گونه كه معلوم است، در مورد شهادت كودك در قتل
(٤٤) همان.