بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - ب) کاربرد تشريعي شهوت و مصاديق نکوهيدة آن در قرآن
از پي ايشان جانشينان بد و ناشايستهاي آمدند که نماز را فرو گذاشتند (در آن سهلانگاري کردند) و از خواستنيها [و خواهشهاي دل] پيروي کردند، پس به زودي [سزاي] گمراهي خود را ببينند.
بر اساس سخن خداوند، دو نسل از پي هم و با ويژگيهاي کاملاً متفاوت در زمين زندگي کردهاند: نسل اول، انبيا و اولياي خاص خداوند بودند که به مناجات با خدا و عبادت او عشق ميورزيدند و چنان جذبة انس با معبود و شنيدن کلام او آنان را به وجد ميآورد که با شنيدن سخنان خداوند، اشک از چشمانشان جاري ميشد و به سجده ميافتادند. اما نسل دوم از معنويات و کمالات والاي انساني بيبهره، و به زشتيها و پلشتيها آلوده بودند. خداوند از شمار ويژگيهاي ناپسند اين نسل، بر دو ويژگي تأکيد ميورزد: يکي بياعتنايي به نماز و مناجات با خداوند، و ديگري پيروي از خواهشهاي دل. بين اين دو حالت و دو ويژگي تلازم و ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد، و هرقدر توجه انسان به شهوات و خواهشهاي دل بيشتر شود، بياعتنايي او به نماز و مناجات با خدا افزون ميگردد و از نشاط او براي عبادت کاسته ميشود. در برابر، هرقدر از شهوات و خواهشهاي دل دور شود، آمادگي او براي درک لذت مناجات با خدا و پرداختن به عبادت بيشتر ميگردد. فرجام آن دو ويژگي ناپسند، گمراهي و بيبهره گشتن از هدايت خداوند است. شخص گمراه و اسير وسوسههاي شيطان، ديوانهوار به رفتاري دست ميزند که با منطق عقلْ قابل توجيه نيست. وي سرمايه، عمر و بالاتر از همه آخرتش را در ازاي رسيدن به خواهشهاي پوچ و بيمقدار دل از کف ميدهد، که اگر به درستي در رفتار خويش انديشه کند، درمييابد که چه زيان بزرگ و جبرانناپذيري بر او وارد شده است. اين غفلت و بيتوجهي به رفتار ناشايست و فرجام خسارتبارش ناشي از آن است که شخص گمراه، دل در گرو پيروي از شيطان نهاده است و شيطان بر انديشه و رفتار او تسلط يافته و فرصت انديشيدن را از او گرفته