بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - انسان بر سر دوراهي حق و باطل
حرکت گريزناپذير انسان را در يکي از دو جهت مزبور، بر محور y تطبيق داد که در اين محور نقطة o مبدأ حرکت است، و جهت حرکت با علامتهاي مثبت و منفي (+ و ـ) تعيين ميشود. اگر در اين محور جهت حرکت از نقطة o به سمت بالا باشد، حرکت مثبت و اگر به سمت پايين باشد حرکت منفي است. پس در هر صورت انسان در حال حرکت است؛ زيرا او در جهاني داراي حرکت و جنبوجوش به سر ميبرد و همانگونه که قواي طبيعي او در حرکت و تغييرند، قواي ارادي و اختيارياش نيز داراي حرکتاند و امکان توقف و درجا زدن براي او فراهم نيست. بنابراين اصل حرکتْ جبري است و گريزي از آن نيست؛ اما گزينش جهت حرکتْ اختياري است و انسان با اراده و اختيار خود ميتواند جهت حرکتش را تعيين کند: او ميتواند به سوي خداوند و حق حرکت کند، يا به سوي شيطان و باطل؛ و در هر حال، پيوسته از نقطهاي به نقطة ديگر منتقل ميشود. جهت حرکت انسان را نيز عوامل روحي و رواني، يعني اميال، عواطف و گرايشها تعيين ميکنند. اين عوامل گاه با برانگيختن کمبود و نيازي، ميل و محبت به چيزي را پديد ميآورند و باعث حرکت انسان براي تأمين آن نياز و خواسته ميشوند؛ و گاه نيز نفرت از چيزي را در انسان برميانگيزند و باعث دور شدن از آن ميگردند.
برخي خواستهها، خوشايندها و بدآيندها اختياري نيستند. براي نمونه، انسان بياختيار از غذاي لذيذ خوشش ميآيد و از بوي بد تنفر دارد، و ممکن نيست در وضعيت طبيعي از غذاي لذيد متنفر باشد و از بوي بد خوشش آيد. اما حرکت و تلاش انسان براي تأمين خواستهها و رسيدن به چيزي که بدان ميل دارد و دوري گزيدن از چيزي که آن را نميپسندد اختياري است. با توجه به اينکه انسان بالطبع از چيزهايي خوشش ميآيد و از چيزهايي نفرت دارد و براي تأمين خواستة خود اقدام ميکند و از آنچه نميپسندد دوري ميگزيند، و به هر روي، مجموعه حرکتها و رفتارهايش در قالب خواستهها، مطلوبها و نفرتهاي او ميگنجند، اين پرسش اساسي رخ مينمايد