بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - عدالت ورزي و حق گروي و پيروي دوستان خدا از قرآن
در نظر نميگيرد و ميل و هواي نفس خويش را زير پاي مينهد. چنين انساني چون چشم، گوش، فکر، عقل، دست و پا، و ديگر اعضا و جوارحش را از خدا ميداند، همة آنها را در جهت رضايت او به کار ميگيرد و معتقد است عدل ايجاب ميکند که حقوق الاهي را به او واگذارد که اگر جز اين رفتار کرد و به خداوند شرک ورزيد و کسي را شريک وي ساخت، در حق معبود خويش ظلم کرده است. همچنين معبودْ تنها خداوند است که بايد عبادت و پرستش شود و عبادت غيرخداوند شرک و ظلم در حق اوست. حضرت لقمان در ضمن نصايح خود، به فرزندش فرمود:
يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ؛[١] اي پسرک من، به خداوند شرک نورز که هر آينه شرک ستمي بزرگ است.
عدالتورزي و حقگروي و پيروي دوستان خدا از قرآن
با توجه به آنچه گذشت از لزوم اخلاصورزيدن و کنار نهادن هواي نفس و تسليم محض بودن در برابر پروردگار، حضرت دربارة يکي از ويژگيهاي برگزيدگان خداوند ميفرمايند:
قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ؛ خود را به اجرای عدالت پايبند کرده و نخستين گامش در اين راه زدودنِ هوا و هوس از درون خويش است.
چنانکه علماي اخلاق گفتهاند، عدالت ملکهاي است که منشأ انجام افعال فاضله است، و وقتي ملکة عدالت در جان آدمي رسوخ يافت، پيوسته اعمال شايسته و خير انجام ميدهد و از اعمال زشت خودداري ميورزد. همچنين با توجه به آنکه عدالت در ارتباط با قوة شهويه که به معناي عفافورزي است،[٢] دشوارتر از عدالت در ارتباط با
[١] لقمان (٣١)، ١٣. [٢]اين مفهوم در مقابل خمود و خاموش ساختن شهوت و نيز بيبندوباري و افراط در استفاده از شهوت قرار دارد.