بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - بازتاب انحرافات و روي برتافتن از حق
تحريف حقايق آن، اسباب گمراهي مردم را فراهم ميآورند، روحية تسليم و بندگي در برابر خداوند متعال ندارند. روحية تسليم و بندگي اقتضا ميکند که انسان در برابر خدا و دستورات او تسليم، و در عمل و گفتار، پايبند شريعت و ارزشهاي ديني باشد. وجود اين روحيه از آن جهت لازم است که بسياري از دستورات شريعت و دين با خواستههاي نفساني انسان موافق نيست و انسانِ گرفتار دلخواه خويش با طوع و رغبتْ حاضر به پذيرش آنها نيست و عمل بدانها را برنميتابد. انسانها در چنين موقعيتهايي مدام بر سر دوراهياند و ناگزير ميبايد يک راه را برگزينند: خواستة خود را بر خواست خدا و ارزشهاي ديني مقدم بدارند يا خواستة خدا و شريعت را برگزينند و با هواي نفس مخالفت کنند. از دستة نخست، کساني هستند که موقعيتي اجتماعي دارند و مردم نيز از آنان پيروي ميكنند. اينان خواستهها و هدفهايي دارند که دينْ آنها را برنميتابد، و از سويي به سبب نداشتن روحية بندگي نميتوانند از آن خواستهها بگذرند، و از سوي ديگر تواناييهايي دارند که با بهرهگيري از آنها ميتوانند حق را وارونه به مردم ارائه دهند. از همين روي شيطان ميكوشد تا با نفوذ در دل و جان آنان ايشان را به انحراف از دين تشويق و ترغيب کند. شيطان براي عملي کردن نقشة خود، خواستههاي نفساني اين اشخاص را پيش چشم آنان مجسم ميکند و آتش شوق بهرهمندي از آنها را در جانشان شعلهور ميسازد. او به اين افراد چنين القا ميکند که از کجا آنچه علما و بزرگان به منزلة ارزشها و وظايف ديني بيان کردهاند، همان ارزشها و تكاليفي باشد که خدا و دين تعيين كردهاند؟
اينان چون ميبينند با وجود سخنان عالمان دين و علوم اهلبيت(عليهم السلام) و با وجود قرآن، به خواستههاي نفساني خود نميرسند، درصدد برميآيند تا راه جديدي بيابند که هم به خواستههاشان دست يابند و هم برحسب ظاهر از رقبة اسلام خارج نشوند و از مزايا و موقعيت اجتماعي خويش برخوردار بمانند.