بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣ - آويختن دوستان خدا به ريسمان سترگ الاهي
وَ منْ يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛[١] و هرکس به خدا تمسک جويد، قطعاً به راه راست هدايت شده است.
ما اغلب از نياز و تمسک به خداوند و عوامل هدايتي که برايمان در نظر گرفته است غافليم؛ اما حقيقت آن است که نياز به خداوند، نيازي واقعي، دايمي و حتي حياتيتر از نفس کشيدن است، و از اين روي، مؤمنان وارسته و بهويژه اولياي خداوند که چشم دلشان روشن و به سوي حقايق گشوده است، لحظهاي از خداوند غافل نميشوند و پيوسته به او توسل مييابند و از او ميخواهند که آنان را در حريم حمايت خويش قرار دهد و به خودشان وانگذارد.
بنابراين روشن شد که مسير سعادت و کمال انساني هموار، و پيمودن آن آسان نيست؛ بلکه راهي است دشوار و پرپيچ و خم. حکمت سختيها و فراز و نشيبهاي اين راه طولاني نيز وجود مراتب و درجات بينهايت براي انسانهايي است که در مسير کمال و قرب اليالله حرکت ميکنند. بايد راه خداوند بيکرانه و داراي مراتب بينهايت باشد تا در يک سوي آن افراد معمولي و با ظرفيت محدود قرار گيرند و در حد استعداد و ظرفيت محدود وجود خويش بخشي از آن را بپيمايند و از مواهب معنوي و مراتب خويش بهرهمند شوند، و در سوي ديگرِ آن شخصيتي چون امير مؤمنان(عليه السلام) قرار گيرد تا متناسب با استعداد و ظرفيت نامحدود وجودي خويش به مراحل نهايي مسير تقرب به خداوند راه يابد. همچنين اين راه بايد پرپيچ و خم و پرفراز و نشيب باشد تا راحتطلبان و عافيتجويان از حرکت در آن باز مانند و انسانهاي بلندهمت و مقاوم در آن گام بردارند و بتوانند از گردنهها و سراشيبيهاي اين راه پرخطر بگذرند و سالم به مقصد سعادت برسند. همچنين وجود سختيهاي اين راه ارزش عبادتهاي انبيا و اولياي خدا را آشکار ميسازد.
[١] آلعمران (٣)، ١٠١.