بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - نقش تقوا و استفادة صحيح از عقل در شناخت حقايق و مصالح
گفتار هفتم:
آستانه بندگي دوستان خدا و گام برداشتن در مسير حق
قَدْ أَبْصَرَ طَريقَهُ وَسَلَکَ سَبِيلَهُ وَعَرَفَ مَنَارَهُ وَقَطَعَ غِمَارَهُ، وَاسْتَمْسَکَ مِنَ الْعُرَي بِأَوْثَقِها وَمِنَ اِلْحبَالِ بِأَمْتَنِهَا، فَهُوَ مِنَ الْيَقِيِن عَليَ مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ. قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلّهِ سُبْحَانَهُ فيِ أَرْفَعِ الأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ کُلِّ وَارِدٍ عَلَيْهِ وَتَصْيِيرکُلِّ فَرْعٍ إِلَي أَصْلِهِ. مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ کَشَّافُ عَشَوَاتٍ مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ دَفَّاعُ مُعْضِلاَتٍ دَليِلُ فَلَواتٍ، يَقُولُ فَيُفْهِمُ وَيَسْکُتُ فَيَسْلَمُ؛ راه هدايت را با روشندلي ديد و از همان راه رفت و نشانههاي آن را شناخت و از امواج سرکش لغزشها و سختيها گذشت. او از ميان همة دستاويزها به مطمئنترين آنها، و از ميان همة ريسمانها به محکمترينشان دست يافته و آن را فراچنگ آورده است. پس او از يقيني به روشني آفتاب بهرهمند است. نفس خود را در خطيرترين و بزرگترين امور فقط براي خداوند گماشته است: از صادر کردن هرچه بر او وارد شود و در بازگرداندن هر فرعي به اصل خود. او چراغ