بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - نمودهاي بدعت در اديان پيشين
زبان متدينان و متشرعان نمود يافته و از گناهان بزرگ به شمار ميآيد و چنانکه از قرآن برميآيد، در اديان الاهي پيشين نيز سابقه داشته است. از جمله در آيين مسيحيتْ بدعتِ «تثليث» نهاده شده است. اين بدعت از آن روي شکل گرفت که محيط آکنده از شرک زمان بعثت و رسالت حضرت عيسي(عليه السلام) پذيراي دعوت به توحيد، يکتاپرستي و عبادت خداي يگانه نبود، و آن حضرت و پيروانش با سختترين آزارها، دشمنيها و شکنجهها روبهرو شدند. پس از عيسي(عليه السلام)، برخي کساني که از پيروان ايشان به شمار ميآمدند درصدد برآمدند تا آن آيين را به گونهاي مطرح کنند که مورد پذيرش مشرکان قرار گيرد. بدين روي، برخي عقايد و آموزههاي شرکآلود، نظير تثليث را در آن آيين گنجاندند. از آن پس وقتي مشرکان آيين جديد را نزديک به آيين و باورهاي خود ديدند و دريافتند که آموزههاي آن آيين همسو با عقايد خودشان است، به نوعي حس همدردي و همداستاني با مسيحيت پيدا کردند و بدان گرايش يافتند. قرآن در اينباره ميفرمايد:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللهِ وَقَالَتْ النَّصَارَىٰ الْمَسِيحُ ابْنُ اللهِ ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ * اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلَّا لِيَعْبُدُواْ إِلَـٰـهًا وَاحِدًا لَّا إِلَـٰـهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ؛[١] و يهود گفتند: «عُزير پسر خداست» و نصارا گفتند: «مسيح پسر خداست». اين سخني است [باطل] که به زبان ميآورند و به گفتار کساني که پيش از اين کافر شدهاند شباهت دارد [مانند آنان که فرشتگان را دختران خدا ميدانستند]. خدا آنان را بکشد. چگونه [از حق] بازگردانده ميشوند؟ اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح، پسر مريم، را به جاي خدا به خدايي گرفتند، با آنكه مأمور نبودند جز اينكه خداي يگانه را بپرستند که جز او خدايي نيست. پاک و منزه است او از آنچه [با وي] شريک ميسازند.
[١] توبه (٩)، ٣٠، ٣١.