بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٢ - الف) توصيف کوردلان در قرآن
دل کور ميگردد. اين بدان دليل است که نابينا عصايي دارد يا کسي هست که دست وي را بگيرد و او بدين وسيله ميتواند راه را بجويد و سالم به مقصد برسد. اما کسي که کوردل و محروم از نور هدايت باشد، جايگزيني براي چشم دل ندارد تا با آن مقصد را تشخيص دهد، و در نتيجه دچار انحراف و لغزش ميشود و در ورطة هلاکت ميافتد. چه بسا کساني نابينايند، اما دلشان روشن است و بِدان حقايقي را ميبينند که ديگران از مشاهدة آنها محروماند. نقل کردهاند مدرسة مروي تهران خادمي نابينا داشته که نيمهشب قرآن را در دست ميگرفته و تلاوت ميکرده است. در آغاز کسي از اين ماجرا خبر نداشته است، اما در نيمهشبي برخي از طلبهها که براي وضو گرفتن به حياط مدرسه رفتهاند، ديدهاند آن خادم نابينا نيمة شب قرآن را بر روي دست گشوده و با نوري که از چشمان او بر صفحات قرآن تابيده، قرآن تلاوت ميکند!
آري، از ديدگاه قرآن بينا کسي است که پيرامون خود و آثاري را که از گذشتگان و انسانهاي صالح و نيز گنهکاران بر جاي مانده بنگرد و عبرت بگيرد، و شنوا کسي است که نصايح و پند و اندرزها را بشنود و به آنها عمل کند. در برابر، کور واقعي کسي است که حقايق را نميبيند و از نور هدايت محروم شده، و لال و کر واقعي کسي است که شنوندة نصايح و پند و اندرز نيست و در نتيجه به تعقل و تفکر نميپردازد. خداوند در وصف مشرکان و کافراني که دل در گرو آيين باطل و شرکآلود پيشينيان خويش دارند، ميفرمايد:
وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ؛[١] و مَثَل [دعوتکنندة] کساني که کافر شدند چون مَثَل کسي است که به چيزي بانگ ميزند که نميشنود مگر خواندني و آوايي. کرند، لالاند و کورند؛ پس هيچ درنمييابند.
[١] بقره (٢)، ١٧١.