بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٨ - دوستان خدا و بهره مندي از هدايت و تلاش براي سراي آخرت
بديهي است وقتي آدمي خود را در آستانة مرگ ديد و توجه داشت که براي ورود سعادتمندانه به ديار آخرت ميبايد توشة کافي فراهم ساخته باشد و از انجام آنچه باعث هلاکت ابدي و محروم گشتن از سعادت ميشود، بپرهيزد، ترک گناهان بر وي آسان، و بلکه لذتبخش ميگردد. او چون طالبان دنيا و دلباختگان لذتهاي مادي نيست که لحظهاي از امور دنيايي فارغ نميشوند و انديشة آخرت و کار براي آن، برايشان بسيار دشوار است و حتي نماز را که عاليترين سرماية اخروي است، با اکراه و به سختي ميخوانند؛ و از اين روي، خداوند ميفرمايد:
وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ؛[١] و از شکيبايي و نماز ياري جوييد، و اين [کار] هر آينه گران و دشوار است، مگر بر فروتنان خداترس.
کسي که خداوند دلش را به نور ايمان روشن کرده، ارزشمندترين و شورانگيزترين اوقاتش، همان ساعتهايي است که به نماز مشغول است. او نماز را فرصت انس با معشوق ميداند و بدان عشق ميورزد و از آن خسته نميشود. ميگويند شيخ انصاري در يکي از روزهاي گرم نجف، پس از درس، هنگام ظهر به خانه آمدند و چون تشنه بودند آب خنکي خواستند. پيش از اينکه آب آماده شود، ايشان فرصت را غنيمت شمردند و مشغول نماز شدند. آب خنک را آوردند و کنار ايشان نهادند؛ اما ايشان چون سورهاي طولاني را آغاز کرده بودند، نمازشان بسيار طول کشيد و در اين فاصله آب خنک کاملاً گرم شده بود. پس از نماز قدري از آن آب گرم را نوشيدند و باز مشغول نماز شدند.
[١] بقره (٢)، ٤٥.