بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩ - نقش اساسي ياري خداوند در مبارزه با نفس
شر فايق آيند. افزون بر آنکه اوضاع، جاذبهها و جلوههاي مادي و دنيايي مجال پيروزي بر نيروي شر را از نيروي خير ميستانند، رمز و راز اساسي عدم استقلال انسان در مبارزه با تمايلات فسادآفرين و نيروهاي شر در اين است که آدمي اساساً از خود چيزي ندارد و هرچه دارد از خداست، و او تنها با توجه به اين حقيقت و با مدد گرفتن از خداوند ميتواند بر نفس خود فايق آيد و مسير سعادت و کمال خويش را هموار سازد.
اگر انسان چنان قواي معنوياي ميداشت که به آساني بر شيطان مسلط ميشد و همواره توان مبارزه با شيطان و گريز از دام وسوسههاي او را در خود ميديد، گرفتار غرور ميشد، و همين غرورْ خود سرآغازي بر سقوط او ميگشت؛ چنانكه غرور و استکبار و خودخواهي باعث سقوط شيطان و رانده شدن او از درگاه خداوند شد. پس اگر آدمي خود را در مبارزه با شيطان توانمند، مستقل و بينياز از ياري خداوند ديد، در سراشيبي سقوط و انحطاط قرار گرفته است. خداوند بر اساس حکمت خويش انسان را به گونهاي آفريده که براي غلبه بر شيطان و عوامل دعوتکننده به شر و بدي به ياري خداوند متکي باشد و بدون توسل و ياري جستن از او کار به جايي نبرد؛ همچنين، خداوند از اين طريق ميخواهد به انسان بفهماند که از خود چيزي ندارد و کمال او نيز در باور کردن فقر ذاتي خويش، و به قول عرفا فناي در خداوند است. البته رسيدن به مراحل عالي اين مقام دشوار است و ما در آغاز راه بايد بکوشيم که مرتبة نخستِ اين مقام و کمال را به دست آوريم؛ يعني در اعمال و رفتارهاي خويش باور داشته باشيم که از خود چيزي نداريم و بدون کمک و ياري خداوند کاري از ما ساخته نيست.
بر اين اساس، در گزارههاي ديني و اخلاقي به ما آموختهاند که براي رسيدن به خواستههايمان از خداوند ياري بخواهيم و از غير او درخواستي نکنيم. ما دستکم در شبانهروز پنج وعده نماز ميگزاريم و در آن نمازها دهبار آية إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِين را ميخوانيم که در آن پرستش و درخواست ياري تنها به خداوند اختصاص يافته