بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٠ - پيراستگي دوستان خدا از کوردلي و انبازي با هوسرانان
توجه خود را محصور در مقدمات آن هدف نميسازد. او صبح که از خواب برميخيزد، تنها در اين فکر است که چه کند تا خداوند از او خشنود گردد. شبهنگام نيز وقتي به بستر ميرود و سر بر بالين مينهد، در اين انديشه است که آيا توانسته است رضايت خداوند را جلب کند يا نه. بنابراين روح خداخواهي در درون چنين کسي دميده شده و در تمام افکار و رفتارش تجلي و ظهور يافته است و به هيچ وجه دغدغه و همّ و غمّ دنيا بر قلب او مستولي نگشته است. نظير کسي که سر سفرة مهماني نشسته و ميخواهد از غذاهاي لذيذ و رنگارنگ آن تناول کند. طبيعي است که چنين فردي هنگام غذا خوردن فعاليتهايي انجام ميدهد. مثلاً قاشق را داخل غذا ميبرد؛ در دهان مينهد؛ غذا را ميجود و...؛ اما اصلاً ذهن او به اين رفتارها و حرکات توجهي ندارد. او اصلاً به اين نميانديشد که چند لقمه در دهان گذاشته است، و گرچه اين کارها را با اختيار و اراده انجام ميدهد، توجه چنداني به آنها ندارد. فکر او تنها معطوف آن است که از غذا لذت ببرد و خود را سير کند، و اگر انسان عاقبتانديشي نيز باشد، فکرش متوجه آن است که از آن غذا براي عبادت خدا و انجام وظايف و تکاليفي که براي او تعيين کرده است انرژي بگيرد.
پيراستگي دوستان خدا از کوردلي و انبازي با هوسرانان
مؤمن پاکنهاد فقط دل در گرو معبود دارد و هدفش تنها جلب رضاي اوست. وي گرچه بنابر اقتضاي زندگي، به کسب و کار، و حشر و نشر با ديگران ميپردازد، توجه و دغدغة اصلياش مصروف اين امور نميشود و از پراکندگي خواستههايش ميپرهيزد؛ زيرا اين پراکندگيها و چندگانهنگريها نمودهاي شرکاند. ثمرة کنار نهادن اين دلبستگيها و رهيدن از دام شهوات و خالي ساختن فکر و دل از دغدغههاي غير خدايي و توجه کامل به قرب حق و کسب رضوان الاهي، نجات از گمراهي و کوري