بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥ - نسبت بين بدعت و کفر باطني
همچنين گفت:
رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛[١] پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختي، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان ميآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت.
آنچه باعث رانده شدن شيطان از درگاه خداوند و خذلان ابدي او شد، انکار ربوبيت تشريعي خداوند و ردّ فرمان و دستور خداوند بود. او معتقد نبود که آنچه خداوند تشريع ميکند و دستور ميدهد بهترين است و بايد از او اطاعت کرد. از اين روي بر دستور خداوند به سجده بر آدم خرده گرفت و گفت:
لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ؛[٢] من آن نيستم که براي بشري که او را از گِلي خشک برآورده از لجني بدبو آفريدهاي سجده کنم.
شيطان چون ربوبيت تشريعي خداوند را نپذيرفت مغضوب و مطرود خداوند شد و بدعتگذار از شيطان پستتر است؛ زيرا شيطان ربوبيت تشريعي خداوند را انکار کرد اما براي ديگران قانون و حکم وضع نکرد، ولي بدعتگذار افزون بر اينكه ربوبيت تشريعي خداوند را انکار ميکند، با وضع حکم و قانون براي ديگران، آنان را از ربوبيت تشريعي خداوند نيز محروم ميسازد.
نسبت بين بدعت و کفر باطني
بنابراين با صرفنظر از بُعد اجتماعي و اخلاقي بدعت، که خيانت به جامعه است و ديگران را از هدايت الاهي محروم ميسازد، از بُعد فردي، بدعت به انکار توحيد در ربوبيت تشريعي و سلب ايمان ميانجامد، و بدعتگذار گرچه در ظاهر ادعاي اسلام
[١] حجر (١٥)، ٣٩. [٢] حجر (١٥)، ٣٣.