بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣١ - نمونه هايي از بدعت و تشريع حرام در صدر اسلام
شبهاي ماه رمضان در مسجد و به جماعت اقامه شد، و اين بدعت عمر سبب شد که بيشتر فقهاي اهلسنت بدون در نظر گرفتن سيرة نبوي که در منابع روايي آنان نيز نقل شده است، به استحباب اقامة نماز تراويح به جماعت فتوا بدهند.
براي آنكه روشن شود چرا امير مؤمنان(عليه السلام) چنين واكنش سختي در برابر بدعت دارند، مثالي ميزنيم. بيشك نياز به پزشک و دارو براي يک جامعه نيازي مهم و اساسي است و کساني که بيمار ميشوند ناگزيرند به پزشک مراجعه و براي درمان خويش از او چارهجويي کنند. چهبسا کساني که ناراحتي شديدي دارند يا دچار بيمارياي هستند که آنان را در آستانة مرگ قرار داده است، و با عمل به دستور پزشک بهبود يابند. حال اگر کسي به دروغ خود را پزشک معرفي کند يا کسي که فاقد تخصص پزشکي خاصي است خود را متخصص بخواند و به جاي داروي مناسب، داروي تقلبي تجويز کند و باعث گسترش بيماري و بروز عوارض خطرناک در بيمار گردد، سزاوار نکوهش و برخورد نيست؟ بيترديد او نهتنها ارزش يک پزشک را که به جامعه خدمت ميکند ندارد، بلکه بارها بدتر از کساني است که هيچ فايدهاي براي جامعه ندارند و به ديگران خدمت نميکنند؛ چون آنان جز کوتاهي در خدمت به جامعه، آسيبي به جامعه نميرسانند، اما آن پزشک قلابي با فريب و نيرنگ و تجويز نابجاي خود، باعث هلاکت ديگران ميشود.
بر همين قياس، بدعتگذار نيز در حالي که قرآن کتاب هدايت و پاسخگوي همة نيازهاي بشر است و مشکلات فردي و اجتماعي در پرتو آموزههاي آن برطرف ميگردد، به خود اجازه ميدهد تا براي انسانها قانون و حکم صادر کند. به واقع، او چون هدايت خداوند، پيامبران و قرآن را ناکافي ميداند به خود اجازه ميدهد که از