بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - دوستان خدا و بهره مندي از هدايت و تلاش براي سراي آخرت
کسي که چراغ هدايت در قلبش فروزان گردد و آلودگيها و تيرگيها از دلش زدوده شوند، محيط زندگي خويش را به روشني ميبيند و راه را ميشناسد و ميداند مقصد کجاست و با چه توشهاي و از چه راهي بايد بدان رسيد. او سرمايههاي حقيقي و پايدار را ميشناسد و براي کسب آنها ميکوشد و از گذران عمر و فرصتهاي طلايي خويش براي امور پوچ و بيهوده ميپرهيزد. او چون کسي نيست که در فضاي مهآلود و غبار گرفته قدم ميزند که به زحمت پيشپاي خويش را ميبيند و نميتواند فاصلههاي دورتر را مشاهده کند. کسي که چشم دلش بيفروغ گشته، نميتواند مقصد اصلي حيات را بنگرد تا به سوي آن گام بردارد. نگاه و توجه وي تنها معطوف پديدهها و لذتهاي زودگذر است. او فقط به چرب و شيرين دنيا ميانديشد و در اين فکر است که چه بخورد و با چه چيزي و چگونه شهوت خويش را ارضا کند و لذت ببرد. او از گرفتاريها و پيامدهاي بدِ سرمستيها و کامجوييهاي بدفرجام غافل است.
وَأعَدَّ القُريَ لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ فَقَرَّبَ عَلَي نَفْسِهِ البَعيِد وَهَوَّنَ الشَّدِيد.
وقتي خداوند چشم دل انسان را گشود، او باور ميکند که دنيا ماندني و جاي دل بستن نيست. نيز باور ميکند که آخرت سراي ابدي اوست. پس تمام سرمايه و نيروي خود را براي تهية توشه و سازوبرگ زندگي ابدي خويش در عالم آخرت به کار ميبندد. وي چون غافلان نيست که مرگ را دور ميبينند و در پي آناند که تا ميتوانند از لذتها و شهوتهاي مادي بهره بردارند؛ بَل او مرگ و گاهِ رفتن از دنيا و قيامت را نزديک ميبيند و هر لحظه منتظر آن است و کاملاً خود را آماده سفر به ديار باقي ساخته است:
إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيباً؛[١] آنها آن (روز قيامت) را دور ميپندارند، و ما آن را نزديک ميبينيم.
[١] معارج (٧٠)، ٦، ٧.