بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٥ - جلوه اخلاص و عدالت ورزي در دوستان خدا
گفتار هشتم:
جلوه اخلاص و عدالتورزي در دوستان خدا
قَدْ أَخْلَصَ لِلّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِينِهِ وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ، قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ فَكَانَ أَوَّلُ عَدْلِهِ نَفْيَ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ، يَصِفُ الْحَقَّ وَ يَعْمَلُ بِهِ لَا يَدَعُ لِلْخَيْرِ غَايَةً إِلَّا أَمَّهَا وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا، قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ وَ يَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُه؛ به خداوند اخلاص ورزيد و خداوند وی را به مقام مخلصين نائل ساخت. [اين رشديافته] از معادن دين خداوندي، و مانند ميخهاي محکم [نگهدارندة ارزشها] در زمين است. خود را به اجراي عدالت پايبند کرده و نخستين گامش در اين راه، زدودنِ هوا و هوس از درون خويش است. در سخن، حق را به نيکويي تفسير ميکند و در عمل بدان پايبند است. هيچ هدف خيري نيست که آهنگ آن نکند و در راه تحقق آن گام برندارد، و گمان خيري نبرده که به سوي آن نشتافته باشد. بيترديد زمام امور خويش را به کتاب