بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - نقش برتري طلبي و شهرت طلبي در طغيان و انحراف انسان
انحرافي پديد آوردهاند. يا کساني براي رسيدن به پست و مقام، نظير پست وزارت يا رياست جمهوري، از ارتکاب کارهاي نادرست دريغ نورزيدهاند. از اين روي، بايد خوي برتريطلبي و موقعيتپرستي را يکي از بزرگترين عوامل انحراف و فساد دانست. خداوند در اينباره ميفرمايد:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ؛[١] اين سراي واپسين را براي کساني ساختهايم که در زمين برتري و تباهي نخواهند، و سرانجامِ [نيک] از آنِ پرهيزگاران است.
همچنين امير مؤمنان(عليه السلام) ميفرمايند: گاه انسان از اين به خود ميبالد و غرق در سرور و شادماني ميشود که بند کفش او از ديگران بهتر است و با اين کار مصداق آية «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَة» ميشود.[٢]
قرآن برتريطلبي را عامل انحراف و کفر فرعون و رسيدن او به مرحلهاي از طغيان معرفي ميکند که خود را پروردگار مردم خويش ميدانست و به ستمپيشگي در حق آنان ميپرداخت:
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ؛[٣] همانا فرعون در سرزمين [مصر] برتري جست و مردمش را گروهگروه ساخت. گروهي از آنان (بنياسرائيل) را زبون و ناتوان ميساخت؛ پسرانشان را سر ميبُريد؛ و زنانشان را [براي خدمت] زنده ميگذاشت. همانا او از تباهکاران بود.
برخي افراد منحرف که با سوء استفاده از احساسات مردم عادي در پي رسيدن به
[١] قصص (٢٨)، ٨٣. [٢] عبد علي بن جمعه عروسی حويزي، نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٥٠. [٣] قصص (٢٨)، ٤.