بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٠ - نقش بدعت در ايجاد فتنه و تنش در جامعة اسلامي
نکتة سومي که در نهج البلاغه نيز مورد توجه و تأکيد قرار گرفته اين است که بدعت موجب پيدايش فتنه[١] در جامعة اسلامي ميشود: وقتي کسي به بدعت در دين پرداخت و گروهي به او پيوستند و از وي حمايت کردند، کساني که بدعت و فساد در دين را برنميتابند در برابر آنان قد علم ميکنند. در نتيجه بين آنان مجادلههاي گفتاري و درگيريهاي فيزيکي رخ ميدهد، و چهبسا کار به ايجاد فسادهاي بزرگ اجتماعي و ريخته شدن خون انسانها ميانجامد. اگر وقايع و فتنههاي صدر اسلام را بررسي كنيم، درمييابيم که خاستگاه آنها بدعتهايي بود که در عقايد، اخلاق و احکام دين نهاده شد و آن فتنهها وضعيتي را پيش آوردند که پس از گذشت چند دهه از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، کساني که خود را مسلمان ميدانستند و برخي با ادّعاي قصد قربت و به اميد دستيابي به بهشت، با سيدالشهدا(عليه السلام) و ياران ايشان جنگيدند و همه، حتي كودك ششماهه را شهيد کردند. در تاريخ آمده است، وقتي عمر بن سعد ميخواست فرمان حمله به سپاه سيدالشهدا(عليه السلام) را صادر کند فرياد زد: «يَا خَيْلَ الله ارْكَبي و بِالْجَنَّةِ أَبْشري».[٢]
در آن زمان آتش فتنهها و انحرافات چنان در جامعة اسلامي دامنگستر بود که
(ذاريات، ١٣). اما با توجه به لوازم يک معناي لغوي، آن معنا به لوازم يا ملزومات آن نيز سرايت ميکند و با استعمال آن لغت در لازمة معنا، رفتهرفته آن لازم به صورت معناي دوم و سوم براي لغت درميآيد. گرچه «فتنه» در اصل به معناي در آتش افکندن است، چون در آتش افکندن، بهويژه دربارة انسان، لازمهاي دارد که اضطراب است و اين اضطراب گاهي ظاهري است که مربوط به داغ شدن و سوختن جسماني است و گاهي ناشي از امور باطني و روحي است، از باب گسترش در معناي لفظ، به چيزهايي که باعث اضطرابهاي معنوي و باطني ميشود نيز «فتنه» ميگويند، و چون از گونههاي اضطرابهاي روحي و رواني، اضطراب، نگراني و ترديدي است که در زمينة اعتقادات پيش ميآيد، به آنچه چنين اضطرابهايي را موجب شود نيز «فتنه» گفتهاند. به امتحان نيز «فتنه» گفتهاند؛ زيرا موجب اضطراب و نگراني است (ر.ک: محمدتقي مصباح يزدي، قرآن در آيينة نهج البلاغه، ص ١٠٣، ١٠٤).
[٢] محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٤٤، باب ٣٧، ص ٣٩١، ح ١.