بهترین ها و بدترین ها از دیدگاه نهج البلاغه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - نکوهش دلبستگي به دنيا و لذت هاي آن
خداوند درباره کساني که دلبستة دنيا شدهاند و با سرمست شدن از لذتهاي آن، از لذتهاي نامحدود آخرت صرفنظر کردهاند ميفرمايد:
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا * وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى؛[١] ليکن [شما] زندگي دنيا را برميگزينيد، با آنكه [جهان] آخرت نيکوتر و پايدارتر است.
پيامبران کوشيدند تا انسانها را به شأن و منزلت والايشان آگاه سازند و اين باور را در آنها پديد آورند که لذتهاي انسان در لذتهاي محدود دنيوي و حيواني منحصر نيست و آدمي ميتواند از لذتهاي نامحدود و نامتناهي معنوي و اخروي نيز برخوردار شود. پس در شأن او نيست که دلبستة لذتهاي کودکانه و حيواني شود و اين دلبستگي مانع دستيابي به لذتهاي نامحدود گردد. انسان در برخورداري از لذتهاي حيواني، نظير خوردن و آشاميدن و شهوت جنسي، با حيوانات مشترک است و حتي برخي از اين لذتها در حيوانات شديدتر است. پس اگر همت و تلاش انسان تنها مصروف اين لذتها شود، در حد يک حيوان تنزل کرده و از منزلت و شأن انساني خويش بيبهره مانده است. پس چنين انساني سزاوار مذمت و نکوهش است.
بدين ترتيب، آيات و رواياتي که خوف و حزن را مطلوب شمردهاند، با فطرت انسان هيچ ناسازگارياي ندارند؛ زيرا حزن و خوف حالاتي فطرياند، لکن انسان بايد به درستي از آنها بهره برد، که در اين صورت آثار ارزشمند و سازندهاي در پي خواهند داشت. مثلاً خوف و خشيت از عظمت الاهي موجب ميشود که انسان به وظايف خود عمل کند؛ با ديگران مهربان باشد؛ به خلق خدا خدمت کند؛ بيشتر در برابر خداوند خضوع کند؛ و براي تقرب به او اعمال صالح انجام دهد. در مقابل، وقتي شادي و سرمستي باعث غفلت انسان از وظايف فردي و اجتماعي ميشود، نکوهيده و مخالف فطرت انساني است.
[١] اعلي (٨٧)، ١٦، ١٧.